سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
قول سدید
   1   2      >

چرا امام حسن مخفیانه دفن نشد؟

اول: حضرت زهرا(س) زمانی که اجل شان نزدیک شد و در بسترشان به حالت احتضار به سر می بردند، علی(ع) بر بالای بسترشان آمدند و بعد از صحبت هایی که با همدیگر کردند، فاطمه(س) اجازه خواستند تا چند تا وصیت به همسرشان کنند. از جمله وصایای حضرت زهرا(س) به علی(ع) این بود که گفتند: ای پسرعمو! وقتی که از دنیا رفتم، جنازه ام را شبانه تشییع کن و مراسم تشییع من را اعم از غسل و کفن و نماز خواندن و دفن کردن باید در محیطی مخفی و پنهان انجام دهید و فقط به کسانی اجازه در تشییع دهید که ظلم و جفا نسبت به من روا نداشته اند، از این رو در تشییع جنازه پیکر مطهر دختر یگانه رسول خدا(ص) تنها عده ای معدود از صحابه شرکت کردند و تا به امروز قبر پاره تن رسول اکرم(ص) مخفی مانده است.
دوم: حضرت علی(ع) خلیفه و امام مسلمین است، ولی جنازه او را شبانه بردند و دفن کردند. از امام باقر(ع) سوال کردند: امیرالمومنین(ع) را کجا دفن کردند؟ حضرت(ع) فرمود: در ناحیه ای از غری (نجف). قبل از طلوع فجر که همه خوابند و در ظلمت شب، او را دفن کردند. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و محمد و عبدالله جعفر او را دفن کردند.
پس از شهادت حضرت علی(ع) بر اساس وصیتش، فرزندان ارجمندش به پا خاستند تا شبانه آن بدن پاک را غسل دهند و کفن کنند و به خاک سپارند. پس از انجام غسل و کفن به دستور امام حسن(ع) جز فرزندان امیرالمومنین(ع) و شماری از یاران خاص آن حضرت، همه برگشتند و آن تابوت بر دوش جبرئیل و میکائیل و حسن و حسین (علیهما السلام) از کوفه دور و به سوی نجف (منطقه غری) رهسپار شد.
در نقطه ای از آن سرزمین، جلوی تابوت به زمین آمد و فرزندان آن حضرت(ع) نیز عقب آن را بر زمین نهادند و امام حسن(ع) همان گونه که پدر سفارش فرموده بود، بر آن پیکر پاک نماز خواند، پس از نماز، تابوت را کنار زدند و با جا به جا کردن خاک، آرامگاهی ساخته و پرداخته یافتند، که سنگ نوشته ای نشان می داد که آن قبر را حضرت نوح(ع) برای بنده برگزیده و شایسته خدا، علی(ع) آماده ساخته است.
شیخ مفید در کتاب «الارشاد» آورده است که: قبر آن حضرت(ع) بنا به وصیتی که کرده بود، مخفی ماند تا سقوط دولت بنی امیه که دشمنی و کینه ورزی شدیدی نسبت به آن حضرت داشتند و چون قدرت به دست بنی عباس افتاد، در زمان امامت امام صادق(ع) توسط آن حضرت قبر مطهر جد بزرگوارش آشکار شد.
سوم: امام مجتبی(ع) قبل از شهادتش، بنی هاشم را از فتنه ای که خوف داشت به خاطر دفن وی در کنار قبر پیغمبر (ص) به وسیله بنی امیه برپا شود، بیم داد. به همین جهت به برادرش چ سیدالشهداء(ع) وصیت کرد که اگر دیدید باد مخالف می وزد، جلوی شر را بگیرد و حضرتش را در قبرستان بقیع، نزدیک جده اش فاطمه بنت اسد دفن کند و نگذارد قطره خونی در این راه ریخته شود. هنگامی که اهل بیت(علیهم السلام) می خواستند بر طبق وصیت آن حضرت(ع) او را کنار قبر پیامبر(ص) دفن کنند، قداره بندان بنی امیه به مخالفت برخاستند، در این میان مروان بن حکم - رانده شده رسول الله(ص) - از میان آشوبگران فریاد برآورد: گمان می کنید که اجازه می دهم حسن بن علی(ع) در خانه رسول خدا(ص) دفن شود؟!! وی به همراهی برخی سران بنی امیه و دشمنان اهل بیت رسول خدا(ص) پیکر پاک سید جوانان اهل بهشت و میوه دل پیامبر(ص) را تیر باران کرد و با پرتاب دهها تیر بدن ایشان را به تابوت دوخت!
چهارم: با توجه به اینکه حضرت امام حسن(ع) از فتنه پس از شهادت خود آگاهی داشتند، چرا مانند پدر و مادر خویش دستور ندادند بدن مبارکش مخفیانه و شبانه تجهیز و تدفین شود؟ شیعه معتقد است، دلیل دفن پنهانی حضرت زهرا و امیرالمومنین (علیهما السلام) آگاهی ایشان از دشمنی و عداوت بنی امیه و برخی به ظاهر نزدیکان پیامبر(ص) و منحرفان از دستورات نبی مکرم با آنها بوده است، به گونه ای که چه بسا، شدت این کینه و بغض سبب جسارت به پیکر ایشان شود. البته دلایل دیگری همچون اعتراض علیه حاکمیت و ایجاد سوال برای تاریخ را نیز می توان در مورد این اقدام برشمرد. تشییع پیکر کریم اهل بیت(علیهم السلام) این ادعا را به خوبی اثبات کرد. شاید بتوان گفت؛ اینکه حضرت امام حسن(ع) با وجود اطلاع از فتنه های پس از شهادت خود از تشییع خود جلوگیری نکردند، به این علت باشد که امت اسلامی بداند، حسادت و عداوت بنی امیه نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) تا چه حد است و چنانچه گفته می شود اگر حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) مخفیانه دفن نمی شدند، مورد توهین این جماعت کینه توز قرار می گرفتند، ادعایی گزاف نیست. چه آنکه پس از آن نیز سبط دیگر رسول خدا(ص) را در کربلا به خاک و خون کشیدند و بر پیکر بی سر و خونین او با اسب تاختند!


صبح صادق، ش.534، ص.6


» نظر

چرا زنان بازیگر نامه نمی نویسند؟

چندی قبل سخنان کارگردان مشهور کشورمان استاد سلحشور در مورد بازیگران زن ایران واکنشهای مختلفی را برانگیخت و سینماگران هجمه فراوانی را علیه این کارگردان متعهد کشورمان به راه انداختند و به زعم خود از عفت و شخصیت زن بازیگر ایرانی دفاع کردند. جدای از طریقه سخن گفتن آقای سلحشور که قابل نقد است اعتراضات آن زمان قشر خاصی از سینما نه تنها به سخن سلحشور نبود بلکه به طرز تفکر و منشی بود که برای عده ای خوش نمی آمد. تفکری که قشر روشنفکر مآب سینما آن را نمی پسندد. اگر اعتراض به سلشحور به خاطر سخنان او و دفاع از حرمت بازیگران زن بود چرا آن زمان که در جشنواره های خارجی برخی زنان بازیگر با لباسهای نا مناسب حاضر می شدند کسی اعتراض نکرد؟ چرا آن زمان که نویسنده فیلم دعوت، زنان بازیگر را به سقط جنین متهم کرد کسی فریاد عفت بلند نکرد؟ من خودم خیلی از زنان بازیگر و نویسنده را می شناسم که " سقط جنین " کرده اند. ما در این فیلم یک سنت شکنی کردیم.


چرا وقتی آن هنرپیشه مشکل سینمای ایران را نبود س ک س و خشونت و الکل معرفی کرد و نبود اینها را باعث حذف زن از سینمای ایران خوانده بود کسی به او حمله نکرد؟ « تحولات بعد از انقلاب در ایران باعث کشف سینمای نوین ایران در جهان شد، همچنین پیدایش سبک جدیدی در فیلمسازی که با حذف سه عامل س ک س، خشونت و الکل همراه بود، عملا سینمای ایران را با مهم ترین وجوه جاذبه در سینما محروم کرد ؛ در نتیجه زنان در سینما حذف می شدند.»      


 چرا رفتارهای ناپسند گلشیفته فراهانی باعت تکدر خاطر این زنان نمی شود تا نامه اعتراض آمیز به هم بازی قدیمی خود بنویسند که تو به ما ربطی نداری و هنرپیشه زن ایرانی از تو اعلام برائت می کند؟ چرا اکنون که این بازیگر در آغوش غرب آرمیده و با برهنگی خود اعتقادات خود را به نمایش گذاشته است این دغدغه مندان عفت و حریم زن ساکت نشسته اند؟


چرا کسی در برابر این سخن لیلا حاتمی که یک جامعه‌ای که دینش اسلام است و آن قدر انعطاف دارد! که می‌تواند در سالن سینمایی‌اش فیلمی نشان داده شود که دارای صحنه‌های خصوصی‌تر است و غالبا در یک جامعه اسلامی آن را نمی‌بینیم، برای من خوشایند است!» لب به اعتراض نمی گشاید؟


آری حمله به سلحشور حمله بر طرز فکری است که برخی از نفوذ آن به سینمای روشنفکر زده ایران نگران هستند.


سلحشور گفته بود: وقتی زنهای ما افتخارشان این است که عکس های خود را به صورت نیمه عریان در اینترنت بگذارند، یعنی خودشان یک پا آنجلینا جولی هستند. امروز آیا صحت حرف سلحشور ثابت نشده است؟ وقتی بزرگ اینها یعنی اصغر فرهادی با تواضع در برابر آنجلیا جولی با او دست می دهد آیا هشدار سلحشور در مورد سینمای ایران را نباید جدی گرفت؟


 


 


» نظر

دعایی که موجب هلاکت است!

درنگی در مورد دعا و استجابت دعا


امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «احب الاعمال الی الله فی الارض الدعاء؛ محبوبترین عمل نزد خداوند متعال در روی زمین، دعاست» (کافی2: 467). سر این امر در این آیه شریفه است که خداوند متعال فرمود: «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ» (غافر:60) در کنار قرار گرفتن دعا و عبادت نشان می­دهد دعا خود نوعی عبادت است (ترجمه المیزان17: 520) همان عبادت و بندگی که خداوند، آن را انگیزه خلقت عنوان کرده است «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون». (ذاریات: 56) اما دعا عبادتی ویژه است چرا که در روایتی از ابن عمار آمده است: «قلت لأبی عبدالله علیه السلام: جعلنی الله فداک ما تقول فی رجلین دخلا المسجد جمیعا کان أحدهما أکثر صلوة و الآخر أکثر دعاء فأیهما أفضل؟ به امام صادق عرض کردم: فدایت شوم در مورد دو شخصی که با هم وارد مسجد شدند و یکی به نماز بسیار و دیگری به دعای بسیار مشغول شد چه می گویی؟ کدام یک برتر هستند؟ قال: کل حسن قلت: قد علمت و لکن أیهما أفضل؟ امام فرمود هر دو خوب است. عرض کردم می دانم اما کدام فضیلت بیشتری دارد؟ فقال: أکثرهما دعاء اما تسمع قول الله تعالى: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» إلى آخر الآیة، و قال: هی العبادة الکبرى. سپس فرمود آنکه بیشتر دعا می خوانده مگر نشنیده­ای خدا فرمود مرا بخوانید تا استجابت کنم تا اخر آیه را تلاوت فرمودند و ادامه دادند دعا عبادت کبری است» (تفسیر ثقلین، ذیل آیه) و بالاتر از آن پیامبر اکرم فرمودند: «الدعاء مخ العبادت ولا یهلک مع الدعاء احد؛ دعا مغز عبادت است و کسی که اهل دعاست نابود نمی‌شود. ». (بحارالانوار90: 300) از این گفتار جایگاه و فضیلت دعا به روشنی آشکار می گردد چرا که دعا را اساس و بنیان عبادت معرفی کرده است.


از این رو روشن می­گردد دعا نوعی عبادت است و در عبادت، عبد و مولا وجود دارند و داعی باید از سر بندگی طلب حاجت کند و چنین دعایی است که خداوند متعال وعده استجابت آن را داده است. «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» (بقره: 186) علامه طباطبایی در ذیل این آیه توضیح مفصلی پیرامون دعا و شرایط استجابت آن بیان می­کند و می­نویسد: «آیه شریفه همانطور که متعرض حکم مساله اجابت دعا است متعرض بیان علل آن نیز هست، و مى‏فهماند علت نزدیک بودن خدا به بندگان همین است که دعا کنندگان بنده اویند، و علت اجابت بى‏قید و شرط دعاى ایشان همان نزدیکى خدا به ایشان است، و بى‏قید و شرط بودن اجابت دعا، مستلزم بى‏قید و شرط بودن دعا است، پس تمامى دعاهایى که خدا براى اجابت‏ آن خوانده مى‏شود مستجاب است». البته ایشان در ادامه با توجه به همین آیه شرایطی را برای استجابت دعا بیان می­دارد؛ « خداى تعالى وعده أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ خود را مقید کرده به قید إِذا دَعانِ ...، و چون این قید چیزى زائد بر مقید نیست، مى‏فهماند که دعا باید حقیقتا دعا باشد، نه اینکه مجازا و صورت آن را آوردن» آنگاه این مطلب را این گونه تبیین می­کند: «دعائى که مستجاب نمى‏شود و به هدف اجابت نمى‏رسد، یکى از دو چیز را فاقد است و آن دو چیز همان است که در جمله: دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ، به آن اشاره شده. اول این است که دعا دعاى واقعى نیست، و امر بر دعا کننده مشتبه شده، مثل کسى که اطلاع ندارد خواسته‏اش نشدنى است، و از روى جهل همان را درخواست مى‏کند، یا کسى که حقیقت امر را نمى‏داند، و اگر بداند هرگز آنچه را مى‏خواست درخواست نمى‏کرد، مثلا اگر مى‏دانست که فلان مریض مردنى است و درخواست شفاى او درخواست مرده زنده شدن است هرگز درخواست شفا نمى‏کند، و اگر مانند انبیا این امکان را در دعاى خود احساس کند، البته دعا مى‏کند و مرده زنده مى‏شود، ولى یک شخص عادى که دعا مى‏کند از استجابت مایوس است، و یا اگر مى‏دانست که بهبودى فرزندش چه خطرهایى براى او در پى دارد دعا نمى‏کرد، حالا هم که از جهل به حقیقت حال دعا کرده مستجاب نمى‏شود. دوم این است که دعا، دعاى واقعى هست، لیکن در دعا خدا را نمى‏خواند، به این معنا که به زبان از خدا مسئلت مى‏کند، ولى در دل همه امیدش به اسباب عادى یا امور وهمى است، امورى که توهم کرده در زندگى او مؤثرند.» (ترجمه المیزان‏2: 46)


در مورد دوم علت اینکه شخص خدا را نمی­خواند علت آن عدم معرفت واقعی نسبت به خداست. چنین کسی حکمت، علم، قدرت، رحمت و ... خدا را به خوبی نشناخته و جایگاه خود و مولاش را نمی­داند و گاه چنان دعا می­کند که گویی در جایگاه مولاست و معاذ الله از کارگزار خویش تقاضا و حاجتی دارد! از این رو هنگامی به ظاهر می­پندارد دعایش آن گونه که او می­خواهد مستجاب نشده است بر خود این حق را می­بیند که لب به اعتراض بگشاید!


مناسب نبودن زمان و شرایط از جمله موانع اجابت دعاست. چه بسا شخص دعاکننده، گمان کند که خواسته اش رد شده و ناامید گردد، در حالی که نباید قطع امید کند. امام صادق (ع) فرمود: «إِنَّ الْمؤُمِنَ لَیَدْعُو فَیُؤَخَّرُ إِجابَتُهُ  إِلی یَوْمِ الْجُمُعَةِ، مؤمن دعا می کند و خداوند اجابت آن را تا روز جمعه  عقب می­اندازد» «چه بسا شود خداى تعالى دعاى شخصى را مستجاب فرماید، لکن وقوع آن در خارج مقدر است به وقتى، و استعجال در وقوع، از جهّال باشد». (تفسیر اثنا عشری‏5: 387). امام خمینی از لسان اهل معرفت در یک تقسیم بندی دعا را با توجه به شخص داعی به سه گونه استعجالی، احتمالی و امتثالی تقسیم می­کند. ایشان این سه گونه را چنین توضیح می­دهند:


«دعاى از روى استعجال، و آن دعاى عامّه است. اینان چون اسیر مقاصد نفسانیّه هستند، در دعا نیز شتابزده هستند که مبادا مقاصد دنیاوى یا حیوانى از آنها فوت شود.


دیگر، دعاى از روى احتمال، و این دعاى ارباب حکمت است. اینان نیز پابند مقاصد خویشند، و احتمال مى‏دهند دعا در جریان امور قضائى دخالت داشته باشد و قضاى حق تعالى‏ مقیّد به دعا باشد؛ از این جهت دعا کنند.


سوّم، دعاى از روى امتثال است، و این دعاى اصحاب معارف است. آنان از اسارت نفس بیرون آمدند، و براى آمال نفسانیّه و لذّات خویشتن لَب به دعا نگشایند. اینان دعا را براى امتثال امر خدا مى‏کنند. چون دعا خلوت با حق و مخاطبه با محبوب مطلق است، قیام به آن کنند.


حقّا که انسان اگر به نور معرفت قلبش منوّر باشد و مانند ما اسیر سلسله‏هاى شهوات و زندان طبیعت نباشد، هر گز مخاطبه با حق تعالى‏ و توجه و ذکر او را وسیله چیز دیگر قرار نمى‏دهد. ما اسیران نفس و شهوت، خدا را براى خُرما مى‏خواهیم، و دوست مطلق را فداى لذّات نفسانیّه مى‏کنیم...». (شرح حدیث جنود عقل و جهل: 364)


از این رو آنچه در دعا مهم است درک این مطلب است که ما در جایگاه عبد محض نزد مولایی غنی و قادر و حکیم هستیم و از روی خشوع و تواضع طلب حاجت کنیم و در مورد نتیجه آن تسلیم آن پروردگار حکیم باشیم. دعای استعجالی نه تنها ممکن است مورد استجابت قرار نگیرد چه بسا مورد هلاکت دعا کننده هم بشود! چه آنکه در روایت شریفه در مورد فرج امام زمان(عج) که از افضل اعمال معرفی شده است آمده است: «کذب الوقاتون هلک مستجعلون». البته باید توجه داشت استعجال در دعا منافی اصرار بر حاجت نیست که امری ممدوح است چنانچه امام باقر علیه السلام می­فرمایند: «و الله لا یلح عبد مومن علی الله عزوجل فی حاجته الا قضاها له، قسم به خدا هیچ بنده با ایمانی در برآورده شدن حاجتش به درگاه خدای عزوجل اصرار نمی ورزد مگر آنکه خداوند خواسته اش را برآورده می کند.»


اما باید توجه داشت که این اصرار بر دعا نباید تبدیل به آفت «استعجال» شود. یکی از حربه­های شیطان برای اینکه بنده خدا را از درگاه او براند، این است که وقتی پس از مدتی دعایش مستجاب نشد، او را از استجابت دعایش ناامید سازد، این همان «استعجال» مذمومی است که در احادیث از آن نهی شده است. امام صادق(ع) می­فرمایند: «لا یزال المومن بخیر و رخاء و رحمهٍ من الله ما لم یستعجل فیقنط فیترک الدعاء» مومن همواره در خیر و آسایش و رحمت از جانب خداوند است مادامیکه به استعجال مبتلا نشود و ناامید شده دست از دعا کردن بکشد.  روای از حضرت می پرسد: کیف یستعجل؟ استعجال چگونه است؟ امام فرمودند: یقول : «قد دعوت منذ کذا و کذا و لا أری اجابة» بگوید: از فلان زمان دعا کردم و اجابتی ندیدم!


صبح صادق، ش533، ص6


» نظر

چرا غرب از حجاب می ترسد؟

به بهانه سالروز کشف حجاب


تمدن مادی غرب برپایه مادیت و دنیاگرایی بنا شده و چون سران و حاکمان آن دیار، شیفته قدرت و ثروت و لذت هستند، برای رسیدن به این هدف خود نیاز به مردمی مادی و جدای از معنویت دارند. از این رو تلاش می کنند مظاهر معنویت را از بین برده و اسباب غفلت و مادیت را ترویج و گسترش دهند. «تمدن غربی بر پایه ستیز با معنویت و طرد معنویت بنا شد ... این تمدن مادی و دور از معنویت هر چه پیشرفت کند، انحرافش بیشتر می شود؛ هم خود آنها و هم همه بشریت را با میوه های زهرآگین خود تلخکام می کند؛ همچنان که تا امروز کرده است...
ویران شدن کانون خانواده، سیلاب فساد جنسی و طغیان سرمایه داری افراطی، همه نتایج همان تفکیک است ... حرف نوی مکتب سیاسی امام بزرگوار ما برای دنیا این است که در همه ارکان برنامه ریزی های یک قدرت سیاسی، سیاست با معنویت و قدرت با اخلاق همراه شود و اصول اخلاقی مورد مراعات قرار گیرد.» (امام خامنه ای،14/3/1383) روشن است غرب با این حرف تازه که از اساس با مادیت بی معنویت مخالف است دشمنی کرده و راه مقابله با آن را در پیش بگیرد و با راه های گوناگون در صدد ضربه زدن به این سخن تازه باشد تا نتواند حرف خود را به گوش جهانیان برساند. مردمی که از مادی گرایی خسته شده و تشنه زلال معنویت هستند بی شک با شنیدن شمه ای از معنویت اسلام به آن رو خواهند آورد و این برای غرب خطرناک است. «امروز انسان ها در همه نقاط دنیا تقریباً : به خصوص در همین کشورهای غربی و مادی- از مادیت دلزده شده اند، دل شان برای یک معنویتی که درست هم آن معنویت را نمی شناسند، پر می زند و جوان ها سر در گم دنبال چیزی ورای این ظواهر مادی و این لذات مادی هستند که برای آنها عادی شده، دنبال معنویتند اما قدرت های اداره کننده عالم، مدیریت های اقتصادی دنیا یعنی، همین غارتگران[و] چپاولگران ... نمی گذارند ملت ها به سمت معنویت راه پیدا کنند، شوق هست، اما مانع هم هست در یک چنین دنیایی، جمهوری اسلامی...، یک هماوردطلبی بزرگ نسبت به استکبار جهانی است و فلسفه های آنها را باطل می کند...» (امام خامنه ای، 19/2/86) یکی از نشانه های بروز معنویت، حجاب اسلامی بانوان است که به شدت با مادیت تعارض دارد، چرا که یکی از راهکارهای ترویج فساد و مبارزه با معنویت استفاده ابزاری از زنان و رواج بی بندوباری بین جوانان است.
از این رو یکی از سیاست های جدی غرب مبارزه با حجاب و پوشش زنان است. تصویب قوانین ضدحجاب در کشورهای اروپایی، اذیت و آزار و گاه محاکمه و جریمه بانوان محجبه، ترویج فحشا برای مبارزه با عفت و حیا، اهدای جایزه صلح به زنان معلوم الحال و مخالف حجاب، مخالفت و سنگ اندازی برای ورزشکاران محجبه زن مسلمان و ... همه در راستای همان سیاستی است که خواهان حذف معنویت از جامعه است. چنانچه مقام معظم رهبری نیز به آن، اینگونه اشاره کرده اند: «ببینید الان چقدر خرج می کنند و زحمت می کشند، برای این که حجاب را در دنیا از بین ببرند؛ کشورهایی که خودشان را مهد آزادی هم می دانند، می بینید که چه می کنند برای مبارزه با حجاب.» (امام خامنه ای،14/7/1383)
سال های قبل ایران توسط چماقداری مانند رضا میرپنج درصدد اجرای این حرکت ضدانسانی بر آمد، اما مردم مسلمان ایران با خون دل در برابر این توطئه ایستادند. در همین رابطه امام راحل فرمود: «خدا می داند که به این ملت ایران چه گذشت در این کشف حجاب. حجاب انسانیت را پاره کردند اینها.» (صحیفه امام، ج 3، ص300) امروز نیز با استخدام برخی زنان مشهور ایرانی در سیاست یا در هنر و ورزش و ... همان سیاست را پیش گرفته اند. کشف حجاب این زنان مواجب بگیر مقابل دوربین های تلویزیونی و بازی در فیلم های مستجهن توسط برخی هنرپیشگان زن ایرانی همه برای همین هدف است. سیاستی که امروز در انقلاب اسلامی مردم مصر به گونه ای دیگر پیاده شده و روسپیان به خدمت صهیونیست در آمده تا با برهنگی خود شاید به زعم خام خللی در انقلاب اسلامی مردم به وجود آورند. ترس غرب از حجاب اسلامی بانوان و هزینه های گزاف برای مبارزه با آن نشان از قدرت معنویت حجاب دارد.
از این رو یکی از سیاست های اصلی نظام در عرصه فرهنگ ترویج حجاب و پوشش در میان زنان بوده است، گرچه در این میان پستی و بلندی های بسیاری وجود دارد و همواره با کاستی هایی قابل توجه مواجه بوده ایم، اما سیاست کلی بر مبارزه با بی بندوباری بوده است. رفتار امروز در برابر حجاب زنان نشان از این دارد این سیاست نظام، بسیار راهبردی و صحیح بوده است و یکی از نقاطی است که بر فرهنگ مادی غرب آسیب جدی وارد می کند. در این رابطه امام خامنه ای تحلیلی این گونه دارند: «تجربه های تلخی که امروز ما شاهد هستیم در غرب اتفاق می افتد، حاصل نوع نگاهی است که غرب به زن دارد و تقابلی است که خواسته است بین زن و مرد به وجود آورد. به خاطر دیدن این تجربه ها از این مسئله بیزاریم. غرب به دلیل نوع نگاهی که به زن دارد، سعی می کند به نیازهایی دامن بزند که نیازهای واقعی انسان به حساب نمی آیند. مثلاً از معنویت که نیاز واقعی و اساسی انسان است، غفلت می کند، در حالی که به نیازهای مادی می پردازد و آنها را نیازهای اصلی جلوه می دهد که به هیچ وجه این طور نیست. سال ها غرب با معنویت و مظاهر آن جنگیده است. یکی از مظاهر معنویت که غرب هیچ وقت با آن سر سازگاری نداشته و ندارد، حجاب است.» (امام خامنه ای، 18/07/1377) اولین و بارزترین شاخصه ای که حجاب و اخلاق اسلامی به دنبال می آورد رشد معنویت است. وقتی حجاب وارد میدان می شود و همه افراد جامعه به تناسب خود حجاب را رعایت می کنند مادیت کم رنگ می شود و در مقابل معنویت و ارزش های درونی انسان بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.
از این رو مقام معظم رهبری تأکید دارند: «باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه ما احیا بشود. مثلاً مسئله حجاب ، یک مسئله ارزشی است. ... ما که روی حجاب این قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک می کند تا بتواند به آن رتبه معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزش گاه های بسیار لغزنده ای که سر راهش قرار داده اند، نشود.» (امام خامنه ای، 04/10/1370)
یکی از راهبردهای مهم غرب در مبارزه با فرهنگ معنوی اسلام که امروزه در سرتاسر دنیا خواهان پیدا کرده است مبارزه با حجاب است! چنانچه حتی حجاب های حداقلی شهروندان مسلمان خود با یک روسری را هم بر نمی تابند !
به گفته مقام رهبری: «آنها با همه چیز کنار می آیند، جز با دو، سه چیز؛ یکی از آنها و شاید مهم ترینش حفظ این حالت حفاظ منضبط میان دو جنس زن و مرد است؛ یعنی خویشتن داری در مقابل چیزی که به آن آزادی جنسی گفته می شود. در مقابل این، به شدت سرسختند؛ هر کار دیگری بکنند، مهم نیست، اما این از لحاظ ارزشی غلط است؛ عکسش درست است. ما از دنیای غرب که آمدند زن بشری را در طول دوره های گذشته تا امروز این قدر مورد تحقیر قرار دادند، طلبکاریم . شما خیال کرده اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه کذایی و آن لباس های «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» و همان هایی را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما برمی دارند؟ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها می خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً اینجا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل می شد.» (همان).
در وصیت نامه شهدا - این نوشته های ماندگار شهدای دفاع مقدس- پس از دفاع از ولایت و فرهنگ عاشورا شاید مهم ترین مسئله، توصیه به حجاب باشد و جالب است رویکرد شهدا به حجاب - مانند آنچه در فوق گذشت- یک مظهر معنویت برای مقابله با فرهنگ غرب است و این نشان از درک و بصیرت بالای شهدای خمینی دارد. برای نمونه چند جمله از وصیت شهدا ذکر می شود: «تو ای خواهر دینی ام! چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است از خون سرخ من کوبنده تر است.» همچنین «حفظ حجاب همچون جهاد در راه خداست.» و شهید دیگری می گوید: «از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب؛ این لباس رزم را حافظ باشند.» و یا «خواهرم! حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.» همین طور «شما خواهرانم و مادرانم! حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.» و «ای خواهرم! قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من!»


صبح صادق، شماره 532، ص6


» نظر

بیداری اولین گام رستگاری

به بهانه بیداری اسلامی در خاورمیانه


اشاره:
عرفا و اهل سلوک اولین منزلگاه طی طریق به سوی کمال مطلق که همان توحید است را «یقظه» می دانند، چنانچه خواجه عبدالله انصاری در «منازل السائرین» خود این گونه بیان کرده است و حضرت امام نیز بارها در فرمایشات خود به این نکته اشاره داشته است. در قدیمی ترین سند مبارزاتی حضرت امام که در سال 1323 از ایشان صادر شده است مردم دعوت به قیام شده اند و اولین شرط قیام برای خدا از منظر امام، بیداری و هشیاری است. در این ایام که مفهوم بیداری اسلامی به عنوان «یک واقعیت خارجی مشهود و محسوس، فضا را انباشته و قیام ها و انقلاب های بزرگی را پدید آورده» است نیکوست مفهوم بیداری در اندیشه عارف، فقیه و حکیم معاصر حضرت امام خمینی را بازخوانی کنیم تا چراغ راهی برای حرکت به منازل و مراحل بعدی سلوک ملت ها به سمت کمال باشد.


...مسئله این طور شده است که دیگر مستضعفان در مقابل مستکبران قیام کرده اند، بیدار شده اند. بیداری اول قدم است، اول قدم یقظه است. در سیر عرفانی هم یقظه اول قدم است. در این سیر، این هم سیر الهی و عرفانی است، بیداری اول قدم است و کشورهای اسلامی، ملت های مسلم، ملت های مستضعف در سرتاسر جهان، اینها بیدار شده اند، ...، و ان شاء الله پیروز خواهند شد. (صحیفه امام 12 : 383)
... از برای این منزل، چنانچه شیخ عظیم الشأن «شاه آبادی»... بیان فرمودند، ده بیت است که اکنون در مقام تعداد آن نیستیم، ولی آنچه اکنون لازم است بیان شود این است که انسان تا تنبه پیدا نکند که مسافر است و لازم است از برای او سیر و دارای مقصد است و باید به طرف آن مقصد ناچار حرکت کند و حصول مقصد ممکن است، «عزم» برای او حاصل نشود و دارای اراده نگردد. (شرح چهل حدیث: 175)
«قل نما أع ظکم ب واح ده أن تقوموا ل له مثنی و فرادی» (سبا:46) خداوند تعالی می فرماید: به مردم ابلاغ کن که من شما را به یک چیز دعوت می کنم، موعظه به یک چیز. ... این یک موعظه باید سرآمد تمام موعظه هایی باشد که خدای تبارک و تعالی فرموده است و انبیا و اولیا و همین طور هم هست، این یک موعظه این است که «أن تقوموا لله» قیام کنید و نهضت کنید برای خدا. اهل معرفت می گویند: اول منزل سلوک، «یقظه» است؛ ... و به همین آیه تمسک می کند خواجه عبدالله انصاری از منازل السائرین... اول منزل را ... منزل بیداری ذکر می کند و این آیه شریفه را هم شاهد می آورد.... ایشان تعبیرش این است که یعنی بیدار بشوید، بیدار شدن هم یک قسم از «قیام» است و تمام نهضت هایی که در عالم واقع می شود آن هم قیام است؛ قیام از خواب و قیام بعد از بیداری.
قیام از خواب برای ماها که خواب هستیم و باز بیدار نشدیم. ماها که برای سکر طبیعت بیهوش هستیم؛ در خواب غفلت هستیم و چشم و گوش مان همه اش متوجه به عالم طبیعت است. ... خوابی است که طبیعت غلبه کرده است بر ما... اول قدم این است که بیدار بشوند؛ غفلت را کنار بگذارند؛ توجه به معنویات بکنند؛ به ماوراء طبیعت بکنند. ...اگر در حال غفلت ما را سیر دادند و ما بیدار نشدیم تا وقتی که از عالم طبیعت بیرون رفتیم، ما سعادتمند نیستیم.
چنانچه بیدار [شدیم ] و راه را یافتیم و آن راهی که خدای تبارک و تعالی فرموده است راه مستقیم است، راه «الی الله» است، ما آن راه را طی کردیم، از انحرافات کناره گرفتیم، توجه به خدا، توجه به احکام خدا کردیم، ... وقتی که از اینجا منتقل شدیم به عالم دیگر، همه آن سعادت، همه آن نور [است ] ... اگر ما تکلیف خودمان را دانستیم و بیدار شدیم و فهمیدیم که باید سیر کنیم «الی الله»، باید مجاهده کنیم برای خدا، قیام کنیم برای خدا و در همه ابعادی که هستیم و داریم به تکلیف خودمان، به تکلیف هایی که خدای تبارک و تعالی به وسیله انبیا برای ما بیان فرموده است عمل بکنیم، راه مستقیم را طی بکنیم، منتهی می شویم به سعادت... (صحیفه امام 10: 243 و 244)
تا کی می خواهید در خواب غفلت به سر برید و در فساد و تباهی غوطه ور باشید؟ از خدا بترسید؛ از عواقب امور بپرهیزید؛ از خواب غفلت بیدار شوید. شما هنوز بیدار نشده اید؛ هنوز قدم اول را برنداشته اید. ... چشم ها باز و دل ها در خواب فرو رفته است. اگر دل ها خواب آلود و قلب ها بر اثر گناه سیاه و زنگ زده نمی بود، این طور آسوده خاطر و بی تفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمی دادید. اگر قدری در امور اخروی و عقبات هولناک آن فکر می کردید، به تکالیف و مسئولیت های سنگینی که بر دوش شماست بیشتر اهمیت می دادید. (جهاداکبر: 52) ... عمده به فکر تصفیه و اصلاح افتادن است و از خواب بیدار شدن است. منزل اول انسانیت «یقظه» است و آن بیدار شدن از خواب غفلت و هشیار شدن از سکر طبیعت است و فهمیدن اینکه انسان مسافر است و هر مسافر زاد و راحله می خواهد. ... مرکوب این سفر پر خوف و خطر و این راه تاریک و باریک و صراط احد از سیف و ادق از شعر (تیزتر از تیغ و باریکتر از مو)، همت مردانه است. ... اگر سستی کند و فتور کند، از این صراط نتواند گذشت، به رو در آتش افتد و با خاک مذلت یکسان شده به پرتگاه هلاکت افتد و کسی که از این صراط نتواند گذشت، از صراط آخرت نیز نتواند گذشت. (شرح چهل حدیث : 99) تا حالا یک قدم از نفس، از مدارج نفسانی ما بیرون نرفتیم؛ یعنی، آن قدم اولی هم که اهل سیر می گویند که یقظه است، ما باز بیدار نشده ایم، خ در طبیعت در ما الآن هم هست و تا آخر هم شاید باشد، مگر خدا یک عنایتی بفرماید. (صحیفه امام 20: 23)
توجه به این نکته و تذکر لازم است. ملتی که بخواهد سر پای خود بایستد و اداره کشور خودش را خودش بکند، لازم است که اول بیدار بشود. ... در طول تاریخ، در این سده های آخر، کوشش شده است که ملت های جهان سوم خواب باشند، غافل باشند و توجه شان به شخصیت خودشان نباشد و شخصیت خودشان را اصلاً وابسته به غیر بدانند. این قضیه از سال های بسیار طولانی بوده است و هی دائماً رشد کرده است تا این اواخر به رشد تمام رسیده بود. (همان : 532) ما امیدواریم که همه ملت های اسلام با بیداری و با توجه به پاخیزند و این دست های فاسدی که می خواهد همه ملت های اسلام را در تحت سلطه ابرقدرت ها قرار بدهد، آنها را سر جای خودشان بنشانند. ... (همان: 447) نقطه روشنی که در این آخر عمر برای من امیدبخش است، همین آگاهی و بیداری نسل جوان و نهضت روشنفکران است که با سرعت در حال رشد است؛ و با خواست خداوند تعالی به نتیجه قطعی که قطع ایادی اجانب و بسط عدالت اسلامی است، خواهد رسید. (همان 3: 115)
من به این جنبش و بیداری عمومی که در کشورهای اسلامی عموماً و در ایران خصوصاً پدید آمده و به این تنفر و انزجار عمومی از دستگاه های ظلم و وحشی گری و استعمار و استعمارگران، امیدها دارم. این بیداری و تنفر عمومی، موقت و زودگذر نیست و تا پایان دادن به دستگاه جباران و خاتمه دادن به ظلم ستمکاران ادامه دارد و به دنبال ظلم بی حد دستگاه های جبار و محرومیت های روزافزون ملت های ستمدیده انفجاری است که قدرت های دست نشانده ای را که برای دربند کشیدن ملت ها و چاپیدن مخازن آنها گماشته شده اند در کام خود فرو می برد و انتقام الهی از ستمکاران گرفته می شود. (همان 267)
اما حالا باز اول کار است. شما خیال نکنید ما رسیدیم به مطلب و برویم بخوابیم سر جای مان. خیر قیام لله، الآن اول کار است. به حسب آن چیزی که اهل معرفت می گویند، منزل اول است یقظه؛ ما خیلی راه داریم الآن. (همان 5: 513)


صبح صادق، ش.519، ص.6


» نظر
   1   2      >