سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
قول سدید
   1   2      >

سبزه زار سعادت یا شوره زار هلاکت؟

گوشه چشمی به آیه 223 سوره بقره
خداوند متعال در آیات قرآن پیرامون خانواده و ارتباطات زوجین تعابیر گوناگونی به کار برده است، به عنوان نمونه آنها را لباس یکدیگر (بقره: 187) و موجب مسکنت و آرامش متقابل هم می داند (روم: 21) و در هر یک از این موارد به بخشی از این روابط اشاره دارد. قرآن کریم در بیانی لطیف و زیبا بانوان جامعه را در نقش همسر به کشتزار تشبیه می کند و می فرماید: «نِساوُکمْ حرْثُ لکمْ فأْتُوا حرْثکمْ أنى شِئْتُمْ و قدمُوا لِأنْفُسِکمْ و اتقُوا الله و اعْلمُوا أنکمْ مُلاقُوهُ و بشرِ الْمُوْمِنین» (بقره: 223) در این آیه شریفه جدای از بیان احکام و مسائل شرعی که پیرامون آمیزش زوجین وجود دارد، به جایگاه و اهمیت زنان در تربیت و سرنوشت فرزندان به نحو دقیقی اشاره می کند. در این نوشتار با مراجعه به تفاسیر و نیز سخنان حضرت امام خمینی(ره) شرحی مختصر از این آیه ارائه می شود.
«حرث در لغت به معنی کشت و زرع است و به معنی محل زرع یعنی کشتزار نیز استعمال می شود، چنانچه در اینجا آمده است. تشبیه نساء به کشتزار به واسطه این است که زن محل قرار گرفتن نطفه است و نطفه به منزله بذر است که در رحم زن کشت می شود و فرزند حاصل این بذر است. (تفسیر اطیب البیان)
«البته ممکن است این تشبیه برای برخی سنگین بوده و موجب تکدر خاطر آنها شود که چگونه خداوند نیمی از افراد بشر را این گونه تشبیه کرده است؟ اما با اندکی تأمل درمی یابیم خداوند در این آیه به ضرورت وجود زن در جامعه نه برای اطفای شهوت مرد که برای ادامه حیات نسل بشر تأکید کرده است.» (تفسیر الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، نقل به مضمون ) خداوند با بیان این تشبیه ما را به این نکته توجه می دهد که «همان طور که کشتزار برای بقای بذر لازم است و اگر نباشد بذرها به کلی نابود می شود و دیگر غذایی برای حفظ حیات و ابقای آن نمی ماند، همچنین است که اگر زنان نباشند نوع انسانی دوام نمی یابد و نسلش قطع می شود، آری خدای سبحان تکون و پدید آمدن انسان و به صورت انسان در آمدن ماده را تنها در رحم مادران قرار داده و از سوی دیگر طبیعت مردان را طوری قرار داده که متمایل و منعطف به سوی زنان است. با اینکه مقداری از آن ماده اصلی در خود مردان هم وجود دارد و در نتیجه میان دو دسته از انسان ها مودت و رحمت قرار داده و چون چنین بوده قطعاً غرض از پدید آوردن این جذبه و کشش، پدید آوردن وسیله ای بوده برای بقای نوع.» (تفسیر المیزان)
البته در این مهم «چنانکه می دانیم پدر و مادر هر دو در ایجاد سلول تخم موثرند، منتهی پس از تشکیل آن، تنها مادر است که در رشد و نمو کودک نقش اصلی را بازی می کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که وظیفه مادر در پروراندن جنین به مراتب از پدر مهم تر است.» (تفسیر انوار درخشان) چنانچه بسیار در روایات به این معنا اشاره شده است، از جمله از رسول خدا(ص) منقول است: «تخیروا لنطفکم فأنکحوا الأکفاء و أنکحوا لیهم»؛ برای نطفه های خود محل مناسب انتخاب کنید و از اشخاص هم شأن خود زن بگیرید و به آنها زن بدهید. (نهج الفصاحه، ص 381) از این جهت برای انتخاب همسر باید دقت مضاعفی داشت، چرا که همسر علاوه بر اینکه به عنوان مونس و همدم برای زندگی برگزیده می شود، مادر یا پدر فرزندان آینده نیز انتخاب می شود.
حضرت امام خمینی(ره) توجه به این مقوله را یکی از ویژگی های منحصر به فرد مکتب اسلام و موجب برتری این دین بر سایر مکاتب می داند که برای انسان سازی آمده است و برای این امر خطیر برنامه دارد و این برنامه حتی پیش از ولادت او آغاز می شود و به همه جوانب انسان از جسم و روح نظر افکنده است؛ «اسلام مکتب انسان سازی است. اگر یک کسی مکتب اسلام را آن طوری که هست در خودش پیاده کرد محال است که خطا بکند، ... عمداً؛ ... ما یک همچو مکتبی می خواهیم که انسان ها را از اول که دارد بار می آورد، رو به رشد کمال انسانی دارد می برد. شما ملاحظه کنید در عالم یک همچو مکتبی پیدا می کنید که برای درست کردن یک انسان از قبل از اینکه پدر و مادرش ازدواج بکنند فعالیت بکند، دستور بدهد؟... اسلام قبل از اینکه ازدواج بشود بین دو نفر، به او می گوید چه جور آدمی انتخاب کن؛ به او می گوید چه جور شوهری انتخاب کن. چرا؟ برای اینکه این شوهر و زن مبدأ یک فرد است یا فردها، اسلام می خواهد این فرد را که به جامعه می خواهد تحویل بدهد صالح تحویل بدهد. قبل از اینکه اینها ازدواج کنند زن چه جور باید باشد، شوهر چه جور باید باشد، اخلاقش چه باشد، اعمالش چه باشد، او اخلاقش چه باشد، اعمالش؛ در چه خانواده ای تربیت شده باشد. ... اسلام انسان می خواهد درست کند و از قبل از اینکه ازدواج بشود شروع کرده است؛ از آنجا شروع کرده است، دستور داده است که چه کن، چه کن، چه کن؛ (صحیفه امام 5: 327)
امام(ره) در تشریح رابطه صلاح و فساد یک فرد با والدینش در تحلیلی عالمانه بیان می دارند: «فساد عملی پدر و مادر از هر چیز بیشتر در اطفال سرایت کند. چه بسا که یک طفل، که عملاً در خدمت پدر و مادر بد تربیت شد، تا آخر عمر با مجاهدت و زحمت مربیان اصلاح نشود. حسن تربیت و صلاح پدر و مادر از توفیقات قهریه و سعادات غیر اختیاریه ای است که نصیب طفل گاهی می شود؛ چنانچه فساد و سوء تربیت آنها نیز، از شقاوات و سوء اتفاقات قهریه ای است که بی اختیار نصیب انسان شود؛ چنانچه مراحل سابقی بر این مرحله نیز است که ممکن است در آن مراحل، بذر سعادت انسان و شقاوت آن کشته شود؛ چون اختیار زن صالح خوب خوش اخلاق سعید و اختیار غذاهای مناسب حلال، در قبل از حمل. (شرح حدیث جنود عقل و جهل: 156) البته در این میان نقش مادران و زنان چنانچه اشاره شد سرنوشت سازتر است، چنانچه حضرت امام(ره) تأکید می کنند: «از دامن زن مرد به معراج می رود.» (صحیفه امام 7: 342) و اینکه «نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است؛ برای اینکه بانوان علاوه بر اینکه خودشان یک قشر فعال در همه ابعاد هستند، قشرهای فعال را در دامن خودشان تربیت می کنند. خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است و از خدمت همه کس بالاتر است و این امری است که انبیا می خواستند.» (همان 14: 198)
اهمیت نقش مادر با توجه به آیات و روایات به دلیل این است که «حملتْهُ أُمهُ کرْهاً و و وضعتْهُ کرْهـاً و حمْلُهُ و فِصالُهُ ثلاثُون شـهْرا» (احقاف: 15) نزدیک به سی ماه از آغاز دوران حمل تا پایان شیردهی کودک از عصاره جان و جسم مادر تغذیه می کند و مادر همچون زمینی این بذر و سپس نهال نوپا را در اختیار دارد و اعمال و سکنات او بی تردید بر جان فرزند اثر خواهد گذاشت. حال اگر مادر نیکوسرشت و خوش اخلاق و طاهر باشد کودک نیز از این فضایل بهره می برد و اگر بر عکس مادری بدطینت و ناپاک او را پرورش دهد کودک بینوا سرنوشتی شوم در اختیارش خواهد بود مگر آنکه تقدیر خدا چیز دیگری باشد.
خداوند متعال می فرماید: «و الْبـلـدُ الطیبُ یخْرُجُ نباتُهُ بِإِذْنِ ربهِ و الذى خبُث لا یخْـرُجُ إِلا نکـداً کذلِـک نُصرفُ الْآیـاتِ لِقـوْمٍ یشْکرُون» (اعراف: 58) و زمین پاک است که گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می آید و زمینی که ناپاک است، جز گیاهی اندک و بی سود از آن بیرون نمی آید، این گونه نشانه ها را برای گروهی که سپاسگزارند - به صورت های گوناگون- بیان می کنیم. در طول تاریخ این امر به روشنی قابل بیان است. اگر از عصمت کبری که ام الائمه است صرف نظر کنیم، زنانی بوده اند که از دامان آنها انسان های بزرگی پا به عرصه جهان گذاشته اند که موجب برکات فراوان برای بشریت شده اند و مانند مادر سیدرضی و سیدمرتضی که داستان شان مشهور است و از آن سو زنی بدسیرت مانند مرجانه پسری مانند ابن زیاد را می زاید که شر و نحوستش دامن گیر انسان ها است.
در ادامه آیه مورد بحث جمله «فأْتُـوا حرْثکـمْ انى شئتـم و قدمُـوا لِأنْفُـسِکمْ» را نیز بسیاری از مفسرا،ن به اولاد تفسیر کرده اند چنانچه مرحوم طالقانی می نویسد: «مومن بصیر، باید مانند کشاورز عاقبت اندیش، ناظر به آینده باشد و هر چه بیشتر از کشت خود برای زندگی آینده اش بهره و توشه بردارد و نباید شکوفه ها و سبزه ها و لذات گذرا، چشم و دلش را برباید و از اندیشه در تربیت و ذخیره بذر چشم بپوشد. باید بذرهایی تقدیم نمایند که وارث عقاید و اخلاق عالیه و جهاد اسلامی باشند تا بهره و سود آن عاید دنیا و آخرت همه باشد. مومنین، در این امر حیاتی و همه امور باید دارای چنین بینش و نظری باشند. (پرتوی از قرآن 2: 136)
چنین بینشی هنگامی حاصل می شود که افراد خداترس بوده و یاد خدا همواره در قلب شان باشد، از این رو در پایان آیه بیان می دارد: «و اتقُوا الله و اعْلمُوا أنکمْ مُلاقُوهُ و بشرِ الْمُوْمِنین»


» نظر

روضه مرگ علی!

این روزها همه از فاطمه می­گویند و من می­خواهم از علی ناله کنم!


این روزها همه برای یاس اشک می­ریزند و من گریان ذوالفقارم!


می­خواهی بدانی این روزها حال علی چگونه است؟


این داستان را بارها شنیده­ای:


لشگریان ظلم به شهری حمله کرده بودند.. زدند و غارت کردند و بردند و رفتند..


خبر به علی رسید.


رگهای گردنش متورم شد خشم مقدسی سراسر وجودش را فرا گرفت


با آه و خشم خروشید «شنیده­ام» خلخال از پای زنی «یهودی» ربوده­اند و مردان مسلمان فقط نظاره­گر بوده­اند...


اگر مردی از این مصیبت دق کند و بمیرد سزاست!!!


این روزها  که علی به فرمان رسول خدا با ذوالفقار متارکه کرده است...


مرد مردان... از شنیدن ربودن خلخال پای یک زن یهود دق می­کند


از دیدن ..... دختر رسول خدا و همسر مهربانش....



» نظر

حسنات و معنای حجاب اسلامی

اشاره: یکی از راههای موثر و مفید انتقال مفاهیم و معارف دینی به مخاطبان و به خصوص جوانان زبان هنر است، چنانچه در همین رابطه امام خامنه ای اعتقاد دارند: «هرچه ما جلو می رویم، نقش ارتباط گیری با هنر بیشتر آشکار می شود؛ ارتباط گرفتن با ذهن و دل مخاطبان خود، مردم خود، با کمک ابزار بسیار کارآمد هنر. امروز آن کسانی که پیامی برای مردم دارند؛ چه پیام رحمانی، چه پیام شیطانی- فرق نمی کند- بهترین وسیله ای که در اختیار می گیرند، وسیله هنر است، لذا شما می بینید به کمک هنر، امروز در دنیا باطل ترین حرف ها را در ذهن یک مجموعه عظیمی از مردم به صورت حق جلوه می دهند که بدون هنر امکان نداشت، اما با هنر و به کمک ابزار هنر این کار را می کنند... بنابراین هنر این قدر اهمیت پیدا کرده است. (در دیدار با جمعی از مداحان اهل بیت، 4/4/ 1387) در این میان بهره گیری از ادبیات و داستان نویسی از جمله تأثیرگذارترین راه های انتقال این پیام ها است. بانوی شهیده بنت الهدی صدر که حضرت امام راحل(ره) بحق وی را «از مفاخران علم و ادب» یاد کرده اند که از این موهبت الهی برخوردار بود. وی در آثار خود با بیانی شیوا و زیبا توانسته است موضوعات دینی مبتلای زمان خویش را به رشته تحریر در آورد. بانو صدر با امتزاج اصولی منطق و احساس و ترکیب عقل و خیال بسیاری از شبهات اعتقادی را در قالب داستان و مثال های عرفی ساده پاسخ داده و قلب و ذهن مخاطب را آماده پذیرش پیام آسمانی اسلام می کند. کتاب «مرئتان و رجل» که در ایران با نام «سرنوشت دو خواهر» ترجمه شده نمونه ای از آثار این بانوی فاضل و ادیب است.
این کتاب، داستان دو خواهر به نام «حسنات» و «رحاب» است که از نظر فکری و اعتقادی با هم تفاوت هایی دارند. حسنات که دختری فرزانه است نامزدی عاقل و اندیشمند به نام مصطفی دارد و رحاب که دچار تردیدهای اعتقادی است به خواهرش حسادت می کند و تلاش می کند رابطه او و نامزدش را به هم بزند، لذا با فرستادن نامه هایی که حاوی سوالات اعتقادی خاصی است، می کوشد مصطفی را به حسنات بدبین کند، اما مصطفی با سعه صدر پاسخ پرسش های رحاب را می دهد و از آن سو حسنات نیز با راهنمایی خود سبب می شود رحاب از ورطه ظلمانی تردید و حسادت و «سیئات» خارج شود و زندگی تازه ای را با «حسنات» آغاز کند. در ذیل بخش های پایانی این دا ستان زیبا که به کمال رسیدن رحاب را بازگو می کند، آورده شده است.

رحاب احساس کرد که احتیاج دارد تا بیشتر درباره حجاب آگاه شود؛ چون او می خواست با حجاب شود، ولی نمی دانست چرا و چگونه؟
درست سر جایش نشست و با آرامش تمام، به سخنان حسنات گوش فرا داد، سپس گفت: آیا حجاب یک رسمی نیست که از ایران [قبل از اسلام] وارد اسلام شده؟
حسنات در پاسخ گفت: نه، هرگز، قبل از اینکه مسلمین، ایران را فتح کنند و یا تماس و آشنایی بین آنان و ایران به وجود آید، آیه حجاب نازل شده بود. از این گذشته، آن حجابی که اسلام واجب کرده است با حجابی که در ایران [قدیم] معمول بوده است، فرق دارد.
به تعبیر صحیح تر، آنچه اسلام می خواهد، ستر و پوشش بدن است، نه حجاب به معنی بازداشتن و محروم کردن زن از زندگی، چنانچه حجاب در ایران قدیم، به معنی محروم کردن زن از زندگی بود. اگر به سوره نور و آیات حجاب مراجعه کنی، از گفتار من مطمئن خواهی شد.
روی این آیه کریمه (نور:30)، تأمل و دقت کن که می فرماید: «قل ل لموم نین یغضوا م ن ابصار ه م؛ به مردان با ایمان بگو، چشم خود را فرو نهند و نگاه نکنند.» تا آنجا که می-فرماید: «وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن؛ و به زنان با ایمان بگو که چشم خود را فرو نهند و نگاه نکنند.» اگر حجاب و پوششی که اسلام واجب کرده است به منزله محروم کردن زن از زندگی است، پس چرا، اسلام امر به نگاه نکردن زنان به مردان می-کند؟ چون نگاه نکردن مرد به زن، یعنی در جایی که مرد در کنار زن باشد و نگاه نکردن زن به مرد نیز یعنی در جایی که زن در کنار مرد باشد، (از این دستور فهمیده می شود که زن نیز می تواند در کنار مرد در جامعه کار کند، بنابراین حجاب اسلامی، به معنی برکنار کردن زن از زندگی اجتماعی نیست : مترجم) ولی به خاطر جلوگیری از تحریک احساسات و بی بندوباری جنسی و اجتماعی از طرفی و محبوس داشتن و محرومیت از طرف دیگر، که هر دو سبب بیماری های گوناگون روانی و عصبی می شوند، برای پیشگیری از تهییج دائمی و برای امکان زندگی اجتماعی زن و مرد در کنار یکدیگر، اسلام دستور به پوشش داده است که موجب حفظ زن و مرد به طور یکسان است. آیا نمی بینی که بیشتر بدبختی ها و مشکلات اجتماعی از همین اختلاط بی قید و شرط زن و مرد است؟
در اینجا حسنات ساکت شد و منتظر پاسخ خواهرش ماند.
رحاب، با آرامی به سخنان او گوش می داد و وقتی که او خاموش شد، گفت: من شنیده ام که حجاب در اسلام نوعی تفکر رهبانی و مقدس مآبی و ترک لذت است. به جهت اینکه زن که یکی از مهم ترین لذت های زندگی برای مرد است، حجاب را مانند سایر واجبات خشن دیگر، بر خود تحمیل کرده و واجب شمرده است.
حسنات گفت: متأسفم از اینکه چیزهایی شنیده ای که مفهوم حجاب را در نظرت زشت و ناپسند جلوه داده است. از جمله همین مسئله ای که ذکر کردی، در صورتی که اسلام هیچ گاه به افکار رهبانی گری و ترک لذات زندگی، دعوت نکرده است، بلکه کاملاً بر عکس به اینها دستور داده است.
رسول خدا(ص) مردی را با موهای ژولیده و لباس های کثیف و ظاهری بدنما و زشت دید، فرمود: «برخورداری و تمتع جزء دین است». «برخورداری ای» که مورد نظر رسول خدا(ص) بود، برخورداری از لذت های زندگی است که خداوند برای بندگانش آفرید.
و اما، امیرالمومنین(ع) فرمود: «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.» و امام صادق(ع) به اصحابش قریب به این مضمون فرمود: «خداوند به شما نعمت عطا کرده است، نعمت های خدا را مخفی نکنید.» اصحاب گفتند یابن رسول الله(ص)، چگونه و چطور؟ امام فرمود: «سزاوار است لباس هر یک از شما تمیز و بدنش خوشبو و دیوارش سفید و خانه اش نورانی و روشن باشد؛ زیرا بدین وسیله روزی اش گسترش می یابد.»
سه زن نزد رسول خدا(ص) از شوهران خود شکایت بردند، یکی از آنان گفت: شوهرم گوشت نمی خورد. دومی گفت: شوهر من عطر و بوی خوش به کار نمی برد. سومی گفت: شوهر من از آمیزش با زنان خودداری می کند.
آثار ناراحتی بر پیامبر(ص) ظاهر شد، از خانه اش به سوی مسجد رفت، بر منبر نشست و فرمود: «به من خبر دادند که بعضی از اصحاب من گوشت و بوی خوش و آمیزش با زنان را ترک کرده اند، در صورتی که من گوشت می خورم و عطر به کار می برم و از زنان بهره مند می شوم و هر کس که از این روش من پیروی نکند، او از من نیست.»
رسول خدا(ص) قبل از رفتن پیش اصحابش، مویش را شانه می زد و به جای آینه، به یک ظرف آب نگاه می کرد و می فرمود: «خدا دوست دارد که بنده با ظاهری آراسته و زیبا نزد یاران خود برود.» آیا در این مثال ها، چیزی که بیانگر تفکر رهبانی و ترک لذت در اسلام باشد، دیدی؟ پس چگونه ممکن است که حجاب اسلامی را به رهبانیت و ترک لذات، نسبت دهیم؟ همانگونه که می بینی اسلام با تفکر گوشه گیری و ترک دنیا مبارزه می کند.
کتاب «العفاف بین السلب والایجاب» نوشته زین الدین را به تو می دهم تا هر چه بیشتر از فواید حجاب و ضررهای بی حجابی آگاه شوی. یک هدیه ای برایت آماده کرده بودم که می خواستم بدون اطلاع قبلی تو و ناگهانی باشد، ولی ضرر ندارد که همین حالا به تو بگویم که من یک دست حجاب کامل برایت تهیه کرده ام تا هر وقت که خواستی با حجاب شوی، به تو بدهم. امیدوارم که انتظارم به طول نکشد و هر چه زودتر، به حجاب متمایل گردی ...


» نظر

نسل جدید بی حجابی.. حذف تدریجی شلوار!

شاید 20 سال پیش کسی به مخیله­اش هم نمی­رسید روزی در خیابانهای تهران دخترانی را مشاهده کند که آن سالها مردم شاید آنها را در سالنهای عروسی نمی­دیدند... دخترانی بزک کرده با موهای پف کرده و بیرون ریخته و مانتوهایی کوتاه و تنگ و شلوارهایی تنگتر!


این روند 20 سال طول کشید تا به آنجا رسید.. استعمار و استکبار صبر و حوصله زیادی دارد.. بر عکس بعضی از ماها...


اولین کار گرفتن چادر بود از زنان ما... گفتند چادر حجاب برتر است می شود برتر نبود بین خوب و خوب­تر خوب هم انتخاب کنی به جایی بر نمی­خورد. می­شود مانتوی گشاد و مقنعه بزرگ پوشید با حجاب بود... حرف قابل قبولی بود کسی نمی­تواست به این حرف اعتراض کند حتی مذهبی­ها..


گام دوم گرفتن مقنعه بود... می شود روسری بزرگ سر کرد هم تنوع دارد هم حجاب است یادم می آید روسری هایی بود با ضلع بیشتر از یک متر که تا کمر خانمها هم می رسید... خوب روسری مثل مقنعه نبود گاهی ریشه مو بیرون می زد.


در فیلمهای سینمایی فکل گذاشتن زنهای هنرپیشه مد شد و به تبع آن دختران جوان هم از انها یاد می گرفتند... آن سالها عده ای با چماق به جان جوانان می افتند و این فکلی ها را تنبیه می کردند... اکبر گنجی که امروز عمله بی بی سی است سر دسته اینها بود..


به هر حال ضلع روسری ها اب رفت و فائزه رفسنجانی تز مانتوی کوتاه را داد و دوچرخه سواری بانوان...


چشمهای ما متوجه این آب رفتن نمی شد کم کم این کار را کردند چشم ما عادت می کرد... مانند بچه ای که جلوی چشم پدر و مادرش بزرگ می شود و قد ی کشد و والدینش حس نمی کنند اما دیگران که کمتر اورا میبینند و چشمان عادت نکرده متوجه رشد هفتگی او می شوند... ما عادت کردیم به روسری هایی که هر روز اب می رفت و تبدیل شد به نواری باریک و بعضا توری... مانتوهایی که شاید بتوان بلوز و پیراهن راحتت نامیدشان تا مانتو ...


به هر حال کم کم کار به این جا کشید و مدام گفتند بی حجابی معضل فرهنگی است برای حل آن باید کار فرهنگی کرد... سالها گذشت و لباسها اب رفت و کار فرهنگی در زمینه عفت وحجاب مشاهده نشد.. برعکسش فراوان کار های ضد فرهنگ در کوبیدن حجاب و عفت و حیا و غیرت در فیلمهای سینمایی و مجلات و برنامه های عمومی به وفور یافت می شد...


امسال اما مد پوشش خانمها تغییر کرده است.. پوشیدن ساق شلواری جای شلوار... یعنی دیگر شلوار جین تنگ هم نه! ساق شلواری..


یعنی پس از آنکه چادر، مقنعه، مانتو، روسری از زنان گرفته شد حالا رفته اند سراغ شلوار! چشمهای ما هنوز عادت نکرده اند... اگر به این هم عادت کنیم سرنوشت چادرو مانتو و روسری در انتظار این ساق شلوارها هم هست... خدایی نکرده اینها هم روز به روز نازکتر و کوتاهتر می شود و ما عادت میکنیم.... آن وقت ... نمی دانم بعدش سراغ چه خواهند رفت...؟


نمی دانم لحن نوشته ام چگونه باید باشد؟ تند و خشن؟ آرام و فرهنگی؟ غصه ناک و غمگین؟ حیرت زده و بیمناک؟ به هر حال تقاضا داریم اولا کار فرهنگی کنید در و دیوار شهر بنر نصب کنید خانمها شلوار لباس مهمی است. انیمیشن بسازید.. باور کنید گیر سه پیچ نیست ... فاجعه فرهنگی پیش روی ماست... کاش سیاست بازی ها پایش را به فرهنگ نکشد...


تابستان امسال اگر تدبیری اندیشیده نشود شاهد نسل جدید بی حجابی خواهیم بود. دختران آستین کوتاه، ساق شلوار پوش. پیراهن های در شلوار زده. روسری های تا پشت گوش عقب رفته...


» نظر

ویژه نامه توقیفی فکرت

قبل از سوال مجلس از رییس جمهور روزنامه ایران ویژه نامه ای به نام فکرت آماده چاپ کرده بود که از انتشار آن جلوگیری شد. در این ویژه نامه برخی حامیان مشایی سعی کرده اند پاسخی برای برخی سوالات نمایندگان داشته باشند. از انجایی که سوال از رییس جمهور تمام شده است و رییس جمهور در مجلس پاسخهایی به نمایندگان داد به نظر انتشار این ویژه نامه در حال حاضر برای تنویر افکار عمومی و همچنین نقد و بررسی مطالب آن جالب باشد.


قول سدید برای اولین بار این ویژه نامه را منتشر می کند ...


برای دانلود کلیک کنید


» نظر
   1   2      >