سفارش تبلیغ
صبا ویژن

جهش پژوهش در حوزه‏ها

اشاره: قریب دوسال است که مرکز مدیریت حوزه‌‏های علمیه تهران آغاز به کار کرده است و در همین مدت کوتاه، در زمینه‌‏های مختلف توانسته است ارتباط خوبی با حوزه‌‏ها برقرار کند. این مرکز در این مدت دو مدیر به خود دیده است و پس از آنکه مدتی آیت‌‏الله حمیدی عهده‌‏دار مدیریت این مرکز مهم بود، حدود یکسال است آیت الله سید باقر خسروشاهی در این منصب فعالیت می‌‏کند. وی که سالها مسئول مدرسه شیخ عبدالحسین بوده است، طلاب و حوزه را خوب می‌‏شناسد و بسیار امیدوار است تجربه‌‏هایش در مرکز مدیریت حوزه تهران اثربخش باشد.
* در ابتدا مختصری پیرامون نحوه شکل‌‏گیری مرکز مدیریت تهران و اهمیت وجود این تشکیلات برای حوزه‌‏ها و طلاب توضیح دهید.
بعد از پیروزی انقلاب یکی از نهادهایی که احساس شد باید نظم بیشتری بگیرد و از حالت بی‌‏برنامگی سابق خارج شود سازمان حوزه‌‏های علمیه قم بود. در زمان امام با معرفی مراجع و حضور خود ایشان، مجمعی تشکیل شد که مدیریت حوزه علمیه قم را بدست گرفتند و این روند به صورت تکاملی ادامه پیدا کرد تا به تشکیل شورای حوزه‌‏های علمیه انجامید. شورای عالی با تعیین رهبر معظم انقلاب اسلامی و تایید مراجع تشکیل شد و چون حوزه علمیه فقط در چارچوب شهر قم نمی‌‏تواند باقی بماند، قهراً در دیگرشهرها و استان‌‏ها هم می‌‏بایست سیاست‌‏های کلی شورای عالی پیاده شود و اگر قرار باشد این سیاست‌‏های کلی در تمام استان‌‏ها و مراکز حوزوی کشور پیاده شود نیاز است در استان‌‏ها، مرکزی مدیریت و اجرای سیاست‌‏های شورای عالی را به عهده بگیرد. در تهران هم مرکز مدیریت با این مبنای کلی بوجود آمد که اول به عنوان نمایندگی بود و سپس مدیریت خود استان محقق شد. البته مدیر را همان شورای عالی تعیین می‌‏کند. تهران و دیگر استان‌‏ها علاوه بر مدیریت، شورایی هم دارند متشکل از افرادی است که جزء علمای آن استان هستند، با تجربه‌‏های حوزه علمیه هستند، و می‌‏توانند تاثیر‌‏گذار در کلیت حوزه‌‏ها باشند. پس از تشکیل شورای عالی اعضای آن شورا یک نفر را به عنوان مدیر معرفی و انتخاب می‌‏کنند و با تایید شورای عالی آن مدیر در آنجا سیاست‌‏های کلی که شورای عالی پیشنهاد می‌‏کند را به اجرا در می‌‏آورد. این اقدام شورای عالی، حدود یک یا دو سال پیش شروع شد و در استان تهران با توجه به مشکلات داخلی که وجود داشت و هم چنین مسائلی مانندچگونگی انتخاب شورا و مدیر آن بالاخره سال گذشته این امر انجام شد.
*شورای عالی در واقع نوعی اتاق فکر است؟
به یک معنا شبیه هیئت دولت می‌‏ماند برای کارهای اجرایی مملکت که آن سیاست‌‏های کلی و مبانی کلی که به نفع روحانیت و به نفع حوزه‌‏های علمیه هست را اجرا می‌‏کند و می‌‏تواند در سطح بالا با کلیه مراکز در تماس باشد. آنها سیاست‌‏های کلی را برنامه‌‏ریزی می‌‏کنند و به ما ابلاغ می‌‏کنند و ما آنها را با فرهنگ خود استان بومی و اجرا می‌‏کنیم.
*در مورد بومی‌‏سازی فرمودید، با توجه به مشکلات و شرایط خاص و طلاب شهر و استان تهران چه برنامه‌‏ریزی و تمهیداتی برای این مهم در نظر گرفته‌‏اید؟
به عنوان مثال شورای عالی برای تهذیب طلبه‌‏ها، سیاستی پیشنهاد می‌‏کند. این سیاست، سیاست کلی است. در شهرهای کوچکی مثل قم پیاده شدن این برنامه‌‏ها مشکل نیست ولی در سطح استان‌‏های بزرگ -مخصوصاً در تهران- محیط به گونه‌‏ای است که جنبه تهذیب اهمیت بیشتری پیدا می‌‏کند، نظارت بیشتری می‌‏طلبد و لذا ما در مدارس تهران تلاش می‌‏کنیم که معاونت تهذیب حتماً وجود داشته باشد و نظارت بیشتری نسبت به جنبه‌‏های اخلاقی طلبه‌‏ها داشته باشد. این نسبت به استان‌‏ها فرق می‌‏کند. در تهران مشکلات کاری مانند این امور خیلی زیاد است و فقط جنبه تهذیبی نیست و چون محیط باز است و تاثیر گذاری فرهنگ‌‏های مختلف در تهران بیشتر است ما باید نظارت و دقت بیشتری داشته باشیم البته از همه تجربه‌‏ها و نظرات استفاده خواهیم نمود. من خودم حدود 25 سال است که مسئول مدرسه هستم و دیگر دوستانمان که در شورای عالی تهران هستند غالبا تجربه کاری دارند. بنابراین به لطف خدا ان‌‏شاءالله در پیاده کردن سیاست‌‏های کلی شورای عالی موفق خواهیم بود و امیدوارم که در 2-3 سال آینده نتایج کارهایمان را بگیریم.
*آیا فهرستی از مشکلات طلبه‌‏ها احصا شده است که با توجه به آن مسئولان بتوانند برنامه‌‏ریزی نمایند؟
تا حدودی این کار صورت گرفته است. یکی از مشکلات ما در مدارس مخصوصاً در پایه‌‏های پائین، با توجه به سیاست کلی حوزه‌‏های علمیه، این بود که طلبه‌‏ها آزاد بودند. مثلاً یک نفر از استان چهارمحال بختیاری می‌‏آمد تهران ثبت نام می‌‏کرد و در مدرسه‌‏ای درس می‌‏خواند. ثبت نام هم آزاد است یعنی کسی که دوران راهنمایی را تمام کرده می‌‏تواند ثبت نام کند. یک محصل راهنمایی حدود 14 سال دارد. این هنوز عواطف خانوادگی را احساس می‌‏کند. یعنی باید تحت تکفل پدر و مادر باشد. او ناگهان می‌‏آید در فضای شهر تهران و می‌‏خواهد زندگی کند. ما مشکلات زیادی داشتیم. در داخل خود مدرسه و در سطح شهر و خارج از مدرسه. یکی از دغدغه‌‏های مهم ما این است که چه نوع برخوردی با این بچه‌‏ها و این محصلین بکنیم که آن احساسات خانوادگی را که در شهر خودشان داشتند، حال آن خلاء در وجود اینها بوجود نیاید؟ چون خلاء که بوجود می‌‏آید او به عواطف کاذبی پناه می‌‏برد که در استان‌‏ها وجود دارد و این ممکن است باعث فساد اخلاقی شود. مانند این مشکلات بسیار است.
نمونه دیگر جنبه‌‏های ورزشی است. چرا که بچه‌‏ها عادت کردند که در مدارس ورزش کنند و هنگامی که وارد حوزه می‌‏شوند مشاهده می‌‏کنند در حوزه‌‏ها ورزش جنبه رسمی ندارد! پس ما باید به ورزش در مدرسه رسمیت بدهیم. البته ورزشی که به سنخ طلبگی بخورد نه هر ورزشی. قهراً ما باید سالن‌‏های ورزشی مخصوص طلاب داشته باشیم. سالن‌‏های ورزشی که مربیان خاصی هم داشته باشد. الحمدالله در بعضی از مدارس چنین چیزی هست مثل ورزشهای رزمی که خود استاد هم از روحانیون است. ما آرام آرام باید گام برداریم به این سو که آن خصوصیات جوانی را که هر جوانی احتیاج دارد و در مدارسو دانشگاه‌‏ها مقداری اشباع می‌‏شود در چارچوب حوزه‌‏های علمیه هم بتواند با توجه به ویژگی‌‏های مخصوص حوزه آن را بوجود بیاورد و اشباع کند. خوب است استخرهای خاصی داشته باشیم چون آنها قبلا در محیط‌‏های خودشان آزاد بودند و ما در حد امکان باید بتوانیم فضایی فراهم کنیم که این جا هم مقداری این آزادی و ورزش را در چارچوب فرهنگ روحانیت و فرهنگ اسلامی تامین کنیم.
یکی دیگر از مشکلات ما در تهران، ماهواره‌‏ها و یا سایت‌‏های مختلف هستند. نمی‌‏توانیم به طلبه‌‏ بگوییم که رایانه نداشته باش! در هر حجره‌‏ای یک رایانه وجود دارد که می‌‏توانند به سایت‌‏ها متصل شوند و کل سایت‌‏هایی که در سطح دنیا هست را استفاده کنند. جوان است و گاهی ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرند. نمی‌‏شود از جوان 14- 15 ساله انتظار داشته باشیم که از نظر دینی مانند شیخ مفید یا مثل شیخ انصاری باشد. باید یک راه چاره‌‏ای برای آنها داشته باشیم. ما باید فرهنگ اسلامی و فرهنگ روحانیت را در آنها بیشتر زنده کنیم. درس‌‏های اخلاق، اساتید بزرگ اخلاق، ما در تهران انشاالله تصمیم گرفتیم اگر بتوانیم پیاده کنیم هر ماه یک درس اخلاقی عمومی در سطح تهران با شرکت اساتید بزرگ مثل آیت‌‏الله جوادی داشته باشیم. این کارها را انجام می‌‏دهیم تا بلکه بتوانیم آن جوانی را که از اول وارد حوزه می‌‏شود و انگیزه اسلامی زیادتری نسبت به سایر جوانان دارد و انگیزه خدمت دارد، را در مجرای خاص اسلامی هدایت کنیم و به او کمک کنیم که هم از ترقیات روز استفاده کنند و هم از مفاسد اینها جلوگیری ‌‏بکنیم مخصوصاً این که دنیای غرب می‌‏خواهد ما را فاسد کند و جوان‌‏های ما را از بین ببرد.
*این مشکلاتی که فرمودید توسط کارگروه‌‏های تخصصی صورت گرفته است یا تجربیات شخصی بزرگان شورای عالیست؟
ما در معاونت‌‏هایمان معاون تهذیب داریم. به تناسب معاونت در شورای تهران ما داریم کار گروه تشکیل می‌‏دهیم. یعنی کار گروه تهذیب، کارگروه موزش،که نحوه آموزش چگونه باشد؟ آیا ما باید در آموزش تابع جریانات سنتی قبلی باشیم یا می‌‏توانیم روش‌‏های آموزشی قبلی که امتحان پس داده و موثر است را در مدرسه‌‏مان پیاده کنیم. در آینده یک گروه آموزش تشکیل می‌‏دهیم که با تناسب معاونت‌‏ها، یک شورای سیاست‌‏گذاری بومی، کل این معاونت‌‏ها را به عهده بگیرد.
*در مورد افق پیش رو و برنامه‌‏هایی که دارید- البته در صحبت‌‏هایتان تا حدودی فرمودید- اما یک مقدار منسجم‌‏تر بیان کنید؟
نسبت به آینده با توجه به تجربیاتی که داریم و با توجه به امکاناتی که شورای عالی برای ما فراهم می‌‏کند امیدواریم. یکی از مشکلات ما در مدارس اساتید هستند. ما اساتید حوزه علمیه که شغلشان استادی باشد خیلی کم داریم. در دانشگاه‌‏ها حقوق مکفی به اساتید می‌‏دهند، زندگی طرف را تامین می‌‏کنند، این تمام زندگی‌‏اش استادی است. حتی در سطح دکترا هفته‌‏ای چهار ساعت تدریس دارد. این خیلی برای این فرد مغتنم است و می‌‏تواند مطالعه وتفحص می‌‏کند، کل دریافتی خودش را می‌‏آید در هفته‌‏ای چهار ساعت به دانشجو القا می‌‏کند. لذا سطح درس بالا می‌‏رود. اما در حوزه‌‏ها این طور نیست. در بعضی از حوزه‌‏ها شغل درجه دوم یا حتی سوم آقایان، تدریس است. چرا؟ چون اینها باید زندگی‌‏شان را تامین کنند. امام جماعت هست، منبر می‌‏رود، تدریس هم می‌‏کند و یا یکی دیگر دانشگاه هم تدریس می‌‏کند و رتبه چهارم برای تدریس می‌‏آید حوزه‌‏های علمیه. یکی از کارهای مهمی که شورای عالی تدارک دیده و تقریبا موثر هم بوده است کمک مالی به اساتید است. البته خود مدارس که حقوقی می‌‏‌‏‌‏دهند که بسیار ناچیز است و شورای عالی می‌‏آید و آن را تکمیل می‌‏کند تا اساتید ما با فراغ بال بیشتری به درس پچسبند و مطالعه کنند و بتوانند طلاب را تربیت کنند.
در کل استان‌‏های ایران دولت کمک‌‏های فرهنگی دارد حتی در انجمن‌‏های موسیقی- چون که موسیقی را جزو علم و فرهنگ حساب می‌‏کنند- کمک‌‏های مالی می‌‏کند. اما دولت‌‏های ما چقدر به جنبه‌‏های فرهنگی حوزه‌‏های علمیه کمک می‌‏کرده‌‏اند؟. ما نمی‌‏خواهیم بگوییم که حوزه تابع دولت باشد، نه، حداقل اینکه ما یک مرکز و انجمن فرهنگی هستیم. در قم آمار گرفتند اکثریت مستاجرهایی که در زیر زمین‌‏ها زندگی می‌‏کنند طلبه‌‏ها هستند. طلبه های ما که ازدواج می کننداحتیاج به مسکن دارند کدام نهادی است که به اینها جواب بدهد که مسکن را از کجا بیاورند؟ اکثر اینها قدرت مالی ندارند. ما می‌‏بینیم شهرداری، وزارت خانه‌‏ها و... خودشان برای اعضا و محصلینشان- مثلاً برای ازدواج دانشجوها وام می‌‏دهند، کمک می کنند – ولی در طلبه‌‏ها چنین چیزی نیست. الحمد الله شورای عالی شروع کرده و به تبع آن شورای استان‌‏ها و مرکزهای مدیریت! شروع کردیم به حل این نکته‌‏هایی که بسیار در زندگی طلبه‌‏ها موثر است. البته ما اول کارمان است. انشاءالله دولت هم کمک خواهد کرد. امیدواریم مراجع معظم هم کمک کنند. بعلاوه همه اینها باکمک مقام معظم رهبری که در راس برنامه‌‏های ما هست امید داریم بتوانیم این نواقص را برطرف کنیم و برای ساختن حوزه‌‏های علمیه ایده آل و برای حوزه‌‏های علمیه‌‏ای که مقام معظم رهبری ترسیم کردند بتوانیم قدمی برداریم.
*یکی از دلایلی که اساتید سراغ منبر و اشتغالاتی از این قبیل می‌‏روند شاید به دلیل کمبود این موارد در تهران باشد. آیا برنامه‌‏ای برای حضور فعال و تاثیر گذار طلاب در عرصه‌‏های سیاسی و فرهنگی تهران در نظر دارید؟
الان دیگر زمان آن گذشته که روحانی‌‏ای باشد که بحث سیاسی نکند الان عمامه به سر باید یک شم سیاسی داشته باشد. نمی‌‏توان طلبه یا روحانی را از بحث‌‏های سیاسی جدا کرد. لذا در اغلب مدارس که مراجعه بکنید میزی مخصوص روزنامه‌‏ها هست. خود طلبه‌‏‌‏‌‏ها در بعضی مدارس تلویزیون گذاشته‌‏اند برای اینکه اخبار را گوش کنند. اینها مفروغ عنه است. احتیاج به سیاست‌‏گذاری خاصی نیست. چیزی است که جزو فرهنگ ماست.
* تا این حد بله اما آیا حوزه‌‏‌‏ها و طلاب روی بافت فرهنگی- سیاسی شهر تاثیر می‌‏گذارند؟
من حوزه‌‏های علمیه را تشبیه می‌‏کنم به درمانگاه‌‏هایی که در مناطق مختلف شهر وجود دارد. الان وزارت بهداشت در هر منطقه‌‏ای که یک جمعیتی باشد یک درمانگاه تاسیس می‌‏کند چون ممکن است مردم مریض شوند و باید مراجعه کنند. حوزه‌‏های علمیه سنتی همین طور بود در کل شهرها و در منطقه‌‏های مختلف پخش بود. این امر اکنون نیز باید در سیاست‌‏های کلی ما وجود داشته باشد. لذا به شورای عالی پیشنهاد شد در کل مناطقی که جمعیتی وجود دارد حوزه تاسیس کنیم. حوزه‌‏های علمیه در هر منطقه تاثیر مستقیمی در دین مردم دارد. مدارس امام جماعت می‌‏خواهند، می‌‏توانند امامت جماعت آنجا را تامین بکنند. مساجدی هست که حوزه می‌‏توانند امام جماعت آنجا را تامین کنند و بسیاری از سوالات و مشکلات دینی و اسلامی را می‌‏توانند پاسخ‌‏گو باشند و به عهده بگیرند. لذا سیاست کلی ما این است که در کل مناطق ما بتوانیم حوزه علمیه تاسیس کنیم و تا حدودی هم شروع کردیم. الان در شهرک غرب چندین مدرسه دارند شروع بکار می‌‏کنند. در چیذر آقای صدیقی مدرسه امام خمینی را شروع کرده است. در جنوب شهر ما مدارسی را داریم. آقای جوادی آملی در خیابان پاسداران مدرسه بزرگی خواهند ساخت. البته اینها زمان می‌‏خواهد تا محقق شود. امیدوارم زمانی برسد که کل مناطق شهرهای بزرگ، حوزه علمیه داشته باشد. با وجود اینکه بعد از انقلاب این همه تبلیغات کردند علیه روحانیت و اسلام، استقبال جوانها برای ورود به حوزه‌‏ها و طلبه شدن کم نشده است و حتی من در صحبت‌‏های خیلی از مسئولین شنیدم که ما دیگر ظرفیت نداریم و باید ظرفیت ها را بالا ببریم. این علامت استقبال جوان از روحانیت است. استقبال خیلی زیاد است. حال بستگی به ما دارد چقدر بتوانیم کار کنیم و چقدر بتوانیم امکانات داشته باشیم.
*یکی از اموری که سبب می‌‏شود حوزه در مسائل فرهنگی و سیاسی حضور مثمر ثمر داشته باشد این است که با یکسری از سازمان‌‏ها و نهادها مثل امور مساجد، اوقاف، شهرداری حتی خود دولت که در پایتخت است تعامل داشته باشد. این تعامل به وجود آمده است؟
تعاملاتی را که در چهارچوب وظایف ما باشد داریم. البته بیشترتعاملات مردمی داریم. الان اکثریت هزینه‌‏های مدارس بوسیله مردم تامین می شود
*در بخش فرهنگی حتی سازمان تبلیغات که مخصوص روحانیت تشکیل شده است بعضی از کارهای فرهنگی‌‏شان در اختیار روحانیون نیست...
آن ضعف مسئولین اینهاست. این بر می‌‏گردد به تشخیص روسای آنها. مثلاً دفتر تبلیغات قم این طور نیست. این اشکال را ندارد. من 4 سال مدیر گروه دانشگاه تهران و حدود20 سال مسئول گزینش اساتید معارف در دانشگاه تهران بودم. 85 استاد لازم داشتیم ما در دانشگاه تهران که دانشکده‌‏های مختلفی دارد. حدود 75 استاد را من از طلبه‌‏ها استفاده کرده بودم. تلاش می‌‏کردیم که عمامه سر بیاوریم. من می‌‏گفتم که یک عمامه در دانشگاه مثل پرچم می‌‏ماند. این مانده به تشخیص مسئولین
*می‌‏خواهم به صراحت بپرسم که قدرت مرکز مدیریت چقدر است؟ آیا آن قدر است که بر برخی از این سازمانها فایق آید؟ مانند حوزه علمیه قم که به همه سازمان‌‏هایی که در قم هست توفق دارد. حتی به استان داری آیا در تهران اینطور هست یا نه؟
باید از لحاظ قانونی تعامل داشته باشیم. در قم حوزه از نظر معنوی بالاتر است منتها از نظر قانونی چنین نیست.
ما تعامل خوبی داریم با سازمان تبلیغات حتی من جلساتی داشتم؛ با رئیس سازمان تبلیغات تهران آقای خاموشی که جزو شورای ماست و انصافاً تعامل خوبی می‌‏کنند گاهی کمک‌‏های مالی به ما می‌‏کنند. تعامل داریم.
*اما در مورد بحث پژوهش که کار نشریه ماست! پژوهش در تهران خیلی ضعیف است. کتابخانه مخصوص و تخصصی طلاب در تهران کم است. بعضی از حوزه‌‏ها آنقدر کوچک است که جای کتابخانه ندارد! برای تقویت بحث پژوهش در تهران که کار اصلی طلبه‌‏ها هست چه اقدامی کردید؟
در روحانیت پژوهش یک امر ذاتی است. در قدیم، در روحانی‌‏های سنتی‌‏ماناز مرحوم شیخ طوسی گرفته، شیخ مفید، شیخ کلینی، مرحوم علامه، مرحوم محقق و تا آقایان مجلسی‌‏ها و مرحوم فیض، اینها علمای بزرگی هستند که صاحب تحقیق و پژوهش بودند. شما سطرهای کتابهایی که مرحوم مجلسی نوشته تقسیم بر عمرش بکنید. مرحوم مجلسی در حدود 72یا 74 سال عمر کرده. 15سال اولش را بگذارید کنار بقیه‌‏اش را تقسیم بر سطرهای کتاب‌‏هایی که نوشته بکنید. معلوم می‌‏شود چقدر تحقیق و پژوهش کردند. مخصوصاً بعد از انقلاب اسلامی مسئله پژوهش نمود بیشتری دارد. نهایت حضیض حوزه‌‏های علمیه در زمان رضا شاه بود. در زمان رضا شاه سالی 2-3 تا کتاب در حوزه چاپ می‌‏شد! از عدد انگشتان دست بیشتر نبود ولی الان بعد از انقلاب اسلامی ما حدود 70-80 مرکز علمی در قم داریم. طبق آمار حوزه قم بالاترین پژوهش‌‏ها را در ایران دارد حتی در جهان اسلام، شما اگر تشریف برده باشید دانشگاه‌‏های دیگر کشورها، -من سوریه و مصر رفتم. حدود سه ماه قاهره بودم دانشگاه الازهر مفصل رفت و آمد داشتم- پژوهشی که الان در قم دارد در هیچ جای دنیا ندارد. این خاصیت روحانی شیعه است و این فرهنگ را ما از ائمه اطهار داریم. ائمه اطهار در زمان امام صادق(ع) حدود چهارصد اصل بوسیله شاگردان حضرت که اصول اربعه مائه مشهور است استخراج شد. پژوهش، فرهنگ و ذات اسلام است. اسلام فرهنگش با پژوهش گره خورده است. الان هم در حوزه‌‏های علمیه مخصوصاً در تهران پژوهش حالت اقتضا را دارد کافی است شما طلاب را تربیت کنید و تذکر بدهید. جایزه به آنها بدهید. زمینه پژوهش را آماده کنید. کتابخانه و رایانه فراهم کنید، این حالت اقتضایش از بین نرفته است. اگراستاد پژوهشی باشد طلاب آمادگی دارند. بستگی به این دارد ما چقدر تلاش بکنیم. الحمدلله معاونت پژوهش ما دارد تلاش می‌‏کند. مثلاً جشنواره علامه حلی را که راه انداخته بودند چقدر طلبه‌‏ها مقاله داده بودند. ما مدارسی داریم که حالت اقتضا را به فعلیت درآوردند. مثل مدرسه امام صادق(ع) در دماوندکه توانستند این حالت اقتضا را به فعلیت درآورده و پژوهش زیادی داشته باشند و این کار مشکلی نیست. ما انشاء الله شروع کردیم و ادامه خواهیم داد که در مدارس معاونت پژوهشی داشته باشیم. مشکل ما این است که مسئولین و معاونت‌‏ها چون کار زیادی دارند به این مسئله نمی‌‏رسند. انشاء‌‏الله با انتخابمعاونین پژوهشی به این کار خواهیم پرداخت و امیدوارم که در سالهای آینده شاهد جهش پژوهشی در مدارس باشیم. الآن روحانیت‌‏های تهران پژوهش‌‏های زیادی دارند. حتی در مدارس فعلی ما. مثلاً مدرسه شیخ عبدالحسین ما معاونت پژوهش ندارد ولی ما تا به حال 5-6 کتاب در مدرسه چاپ کردیم. اصلاً هیچ آماری وجود ندارد که مدرسه شیخ عبدالحسین چنین کاری کرده است. مدارس دیگر هم همین طور است که اگر آمار بگیریم خیلی بیشتر است. به هر حال یعنی در ذات روحانیت پژوهش وجود دارد.
*ظاهراً منظور شما این است کمیت پژوهش در میان طلاب بسیار است اما به وسیله مسئولین درست جمع آوری نمی‌‏شود...
هم جمع‌‏آوری نمی‌‏شود هم تشویق نمی‌‏شود. الآن در قم روی روال عادی افتاده است. در تهران هنوز این روند به حالت عادی بدل نشده است. چاپش مشکل است من چون اهل فن هستم می‌‏دانم. چاپ و انتشار و پخشش مشکل است. ما مرکز پخش نداریم. در روحانیت کم است. طلبه‌‏ای یک عمر زحمت کشیده کتاب خوبی نوشته ولی ناشر برای چاپ اذیت می‌‏کند. کتابی هست بنام اصحاب امام صادق(ع)، من این کتاب را در آثار شهید مطهری دیده بودم که ایشان از آن تعریف کرده بود که نوشته مرحوم آقا میرزا علی محدث‌‏زاده پسر شیخ عباس قمی. این کتاب خیلی کتاب عالی است اصلاً من از خانواده‌‏اش گرفتم در بازار پیدا نکردم. هرچی سعی کردم که چاپ بشود، یک موانعی بوجود آمد که نمی‌‏شود چاپ کرد. اگر ما امکاناتی داشته باشیم که آثار روحانیت را چاپ بکند، آثار خیلی زیادی داریم. این یکی از کتاب‌‏های مرحوم محدث زاده است؛ خلفایی که در زمان امام صادق(ع) به خلافت رسیدند، علمای زمان امام صادق(ع)، افرادی‌‏که از امام صادق(ع) حدیث روایت می‌‏کنند، اینها کتاب‌‏های پر ارزشی است که چاپ آنها مشکل قانونی دارد. ما اگر بتوانیم راهکارهایی برای چاپ آنها پیدا کنیم آثار بسیار زیادی داریم. آیت الله سید رضی شیرازی دنیایی است برای خودش؛ کتاب ها و آثار ایشان هنوز آن چنان که حق ایشان است معرفی نشده است.
من یک دفعه به کتابخانه امام موسی صدر در بیروت رفتم،گریه‌‏ام گرفت. اینها کتاب‌‏خانه را در یک زیر زمین نمور نگه داشته بودند. قفسه کتاب را موریانه خورده بود و تمام این کتاب‌‏ها سوراخ بود. خود دست خط امام موسی صدر که درس‌‏های اساتیدش را نوشته بود. من رفتم اینها را استخراج کردم. نسخه خطی عجیبی ازسید احمد زنجانی پیدا کردم که گفتند این اصلاً معجزه است. مرحوم آیت الله آقا سید احمد زنجانی پدر آقای شبیری زنجانی از علمای بزرگ قم بود و مورد قبول همه بود. امام تمام نمازهایشان را در مدرسه فیضیه پشت سر ایشان می‌‏خواند از نظر اخلاقی منحصر به فرد بود. فردی بود که در عمرش دروغ نگفته بود. حالت خاصی داشت. عالم بسیار سطح بالای اخلاقی بود. نمی‌‏خواهم شرح زندگی ایشان را بیان کنم سخن اینکه من از ایشان یک نسخه خطی پیدا کردم که امام موسی صدر به سبب آشنایی‌‏اش با آقا سید احمد زنجانی این کتاب را از او گرفته و با خودش به لبنان برده و آنجا مانده است. کتابی نوشته الفقه علی المذاهب خمسه که منحصر به فرد است منظورم این است که اگر انسان بگردد ما آثار بسیار زیادی داریم. الحمدلله امروزه طلبه‌‏ها هم آمادگی دارند و این پژوهش برای روحانیت شیعه بسیار نکته مثبتی است که ما می‌‏توانیم ارزش روحانیت و فرهنگ اهل بیت را بوسیله پژوهش‌‏مان نشان بدهیم.
*فکری شده که این پژوهش‌‏ها در مجامع علمی و بحث‌‏های علمی کشور تاثیر گذار باشد؟
اکنون در حوزه علمیه پژوهش‌‏ها را هر سال دفتر تبلیغات و جاهای دیگر جمع آوری می‌‏کنند و آثار برجسته را جایزه می‌‏دهند. این روند از اول کم بوده و الان زیاد شده یا آثاری که در حوزه‌‏های علمیه و مدرسه روحانیت چاپ می‌‏شود جمع آوری می‌‏‌‏کنند. من خودم در 2-3 تا از این کنگره‌‏ها جایزه گرفتم.
*یعنی طلبه‌‏ها در این قضیه باید وصل به قم باشند؟ پژوهشی بصورت مستقل در تهران نداریم؟
بله زود است فعلاً، البته ما در برنامه‌‏ها داریم که اگر عمری باشد انجام خواهیم داد. بستگی دارد به فعالیت آقای سماوات.
*در این دو سالی که مرکز مدیریت تشکیل شده به نظر شما با قبلش که نبود در حوزه‌‏ها تفاوتی رخ داده است؟ به نظر شما مدیران و طلاب احساس رضایت می‌‏کنند یا نه؟
همه انتقاد می‌‏کنند که پلیس امنیت ایجاد نمی‌‏کند، پزشکان آن طور که باید و شاید کار نمی‌‏کنند. من می‌‏گویم از آنطرف بگوییم. اگر پلیس نباشد چه می‌‏شود؟ اگر دکترها نبودند چه می‌‏شد؟ اگر شورای مدیریت و مرکز مدیریت در این دو سال نبود چه می‌‏شد؟ مدارس از یک حالت بلاتکلیفی درآمدند. یک سازمان‌‏دهی را احساس می‌‏کنند که خود یک مرحله‌‏ای‌‏ است. که خودشان را وابسته به اینجا می‌‏دانند و مشکلاتشان را دارند حل می‌‏کنند. اگر کمک‌‏های شورای عالی نباشد مدارس لنگ خواهند بود. کمک به کارکنان مدارس هست و موارد بسیار دیگر که شما اگر اینها را منها کنید چیزی باقی نمی‌‏ماند فلذا از آن طرف سوال را مطرح کنید که اگر در این دو سال مرکز مدیریت نبود آیا هیچ خلائی احساس نمی‌‏شد؟ الان ما با کل مدیران در ارتباط هستیم مشکلاتشان را با ما مطرح می‌‏کنند. مشکلات و نواقص اینها را حل می‌‏کنیم. ما هم با دیگر ارگان‌‏ها تعامل داریم و هم در تعامل با خود مدارس هستیم، این روند شروع شده است. سابقاً هر کس برای خودش سازی می‌‏زد. الان می‌‏دانند که سازمانی هست و باید به آن مراجعه کنند. نسبت به اساتیدمان از نظر اخلاقی حساسیت داریم همچنین نسبت به طلبه‌‏ها حساسیت داریم. به مدیران تذکر می‌‏دهیم که فلان طلبه یا استادتان چگونه‌‏اند؟ یا نسبت به حضور و غیاب حساسیت داریم. اینها چیزهایی است که در زمان کوتاه قابل تحقق نیست و زمان می‌‏خواهد و امیدوارم که در آینده شاهد این تحقق مفاهیم باشیم.
*به نظر می‌‏رسد بیشتر تلاش شما معطوف به جنبه سخت‌‏افزاری است گرچه فرمودید در مورد اخلاق و تهذیب و ... هم در فکر هستید؟
بله! ما جنبه سخت افزاری هم داریم مثل کمک به ساختمان مدارس. الان حوزه شورای عالی بازسازی حوزه‌‏های قدیمی را در برنامه دارد. هر نهادی در اول تاسیسش باید سخت افزاری باشد و نمی‌‏تواند صد در صد نرم‌‏افزاری باشد. ما نسبت به اخلاق طلبه‌‏ها حساسیم. ما نسبت به پذیرش مدارس حساس شدیم. فرض کنید که مدرسه‌‏ای هست که 9 تا اتاق داشت. 270 طلبه قبول کرده بود. طلبه در این محیط بد اخلاق بار می‌‏آید. جای درس خواندن نیست. امتحانش چگونه است؟ کلاس درس چطور است؟ ما با اینها وارد تعامل شدیم سطح آمار اینها را آوردیم پائین. دقت داریم که استاد اخلاق در این مدارس حضور پیدا کند.
ما با مدیریت مصلی صحبت کردیم و آنها قبول کردند که ماهانه یک کلاس اخلاق برای طلاب خواهر و برادر تشکیل بدهیم. این برای شهر تهران هم خیلی برکت است ولی مهم این است که راه بیافتد و شروع به حرکت کند. ولی آنها اعلام کردند در اردیبهشت ماه نمایشگاه داریم و نمی‌‏توانیم برگزار کنیم. یا سالنی که ما می‌‏خواهیم حداقل پنج هزار نفر گنجایش داشته باشد و ما غیر مصلا جای دیگری را نداریم. هیچ حوزه‌‏ای نداریم که الان سالن بزرگی داشته باشد. الان در کارهای اجرایی قضیه هستیم که از اساتید هم وعده گرفتیم. ما خدمت آقای جوادی آملی و بقیه مراجع رسیدیم از آنها وعده گرفتیم. حتماً برگزار می‌‏کنیم و اقدام خوبی خواهد بود. من عقیده‌‏ام این است که حتی دانشجوها هم استقبال می‌‏کنند.
*موضوع این شماره نشریه ما «شروع» است در مورد شروع طلبگی خودتان و اوایل طلبگی‌‏تان صحبت ‌‏کنید...
بهتر است به جای این سوال قواعد کلی طلبگی را خدمتتان بگویم. ما در روحانیت تشیع موقعی که طلبه‌‏ می‌‏آید درس بخواند به اضافه تعهد و ایمان است و این در تمام دنیا منحصر به فرد است حتی نسبت به کشورهای اسلامی. گر چه آنها هم احساس مسئولیت دارند ولی این احساس مسئولیتی که در روحانیت شیعه هست در هیچ جای دیگر وجود ندارد. من در مدرسه حجتیه درس می‌‏خواندم. آنجا لوله‌‏کشی آب نداشت و افرادی که نماز شب می‌‏خواندند فوق‌‏العاده بود من خودم اهل نماز شب نبودم ولی افرادی که نماز شب را در مسجد می‌‏خواندند مسجد پر می‌‏شد. این معنویت کمک می‌‏کرد سطح درسی آنها بالاتر برود. یعنی طلبه از خود می پرسد اگر من کم درس بخوانم وقتی شهریه می‌‏گیرم آیا حلال است از این شهریه استفاده کنم یا نه؟ در روحانیت تشیع این معنویت با علم گره خورده است. این بهترین عامل ترقی روحانیت است باید بتوانیم این را حفظ کنیم که طلبه یعنی مجسمه دین و اخلاق به علاوه تدرس و تعلم. ما باید بتوانیم این را جا بیاندازیم که بزرگان ما این جور بار آمده‌‏اند. مرحوم فیض کاشانی، مرحوم آیت‌‏الله خوئی و یا خود امام را ببینید. مکاسب شیخ انصاری 150 سال است در حوزه‌‏ها حاکم است. زندگی او چگونه بوده است. توام با معنویت بود حالا کاری به قناعت ندارم ولی معنویت که داشت.
قناعت شیخ جزو ضرب‌‏المثل‌‏هاست. البته وظایف فرق می‌‏کند پول معیار نیست ممکن است یک روحانی پول داشته باشد ولی آن تدینش با تعلمش گره خورده باشد. گره خوردن دین با سواد. ما این را در اکثر روحانیت داریم. آشتیانی‌‏ها در تهران خانواده بزرگی بودند. خانواده مرحوم فلسفی، مرحوم آقای فلسفی، برادرش آقای حاج میرزا علی و برادر بزرگشان آقای میرزا ابوالقاسم تنکابنی، پدر این‌‏ها شیخ محمد رضا تنکابنی یک خانواده بزرگی بودند. اصلاً علم در خانواده اینها بود. مرحوم آقای شیخ تقی آملی از علمای تهران بود. آقای سید احمد خوانساری در بازار راه می‌‏رفت مردم می‌‏ایستادند نگاه می‌‏کردند. می‌‏گفتند ایشان در مسجد در کنار حوض می‌‏خواستند وضو بگیرند همه ایستاده بودند نگاه می‌‏کردند. مردم به چشم معصوم به این‌‏ها نگاه می‌‏کردند که چطور وضو می‌‏گیرد. این معنویت که درحوزه‌‏ها وجود داشت اگر تداوم داشته باشد، حوزه‌‏های ما تحت تاثیر فرهنگ غربی و تشریفات زائد قرار نمی‌‏گیرد. درست است که چهار پایه‌‏ها تبدیل به میز و صندلی شده ولی باید مراقب باشیم فرهنگ غرب وارد اینها نشده باشد. نمی‌‏گویم همان حجره‌‏های ساده باشد. من یادم است در مدرسه حجتیه بودیم زیر کرسی می‌‏خوابیدیم. شب کاسه گذاشته بودیم روی کرسی کاسه یخ زده بود! الان نمی‌‏شود اینطور زندگی کرد. الان شوفاژ و وسائل دیگر هست ولی نباید کنارش فرهنگ خاص خودش را بیاورد. ما باید فرهنگ اسلام را به همراه آن داخل حجره‌‏ها ببریم. اگر ما این را داشته باشیم هیچ مشکلی نداریم ولی آن جنگ نرم غربی‌‏ها درست است که جامعه ایران و تشیع را نشانه گرفته ولی دارد دامن جوان‌‏های طلبه ما را هم می‌‏گیرد. ما باید مواظب باشیم.
*با توجه به اینکه چند سالی در دانشگاه تهران حضور داشتید برخی طلاب دغدغه دارند که آیا صلاح است به دانشگاه بروند و ادامه تحصیل بدهند یا نه؟
دانشگاه رفتن گاهی واجب، گاهی مستحب و گاهی مکروه و گاهی هم حرام است. طلبه که قصد دارد به دانشگاه برود فکر کند برای چه به دانشگاه می‌‏رود. اگر برای زندگی‌‏اش می‌‏رود مکروه است، اگر برای فرهنگش می‌‏رود حرام است، اگر برای تبلیغ می‌‏رود یا مستحب است یا واجب، اگر می‌‏خواهند تحت تاثیر قرار بگیرد حرام است، هرکسی هم نباید برود دانشگاه همان طور که هرکسی نباید امام جماعت بشود هرکسی نباید منبر برود، یک شئوناتی می‌‏خواهد. مرحوم فلسفی می‌‏گوید کسی که مطالعه نمی‌‏کند منبر نباید برود. در دانشگاه هم خصوصیاتی می‌‏خواهد من مدیر گروه بودم نوع پوشش اساتید روحانی خیلی مهم است. تذکر می‌‏دادم در الفاظشان دقت کنند با جوانان باید با زبان خودشان صحبت کرد ما باید راه را نشانشان بدهیم. مخصوصاً در دانشگاه‌‏های سطح بالا مانند دانشگاه پزشکی تهران جزو نوابغ هستند که در آنجا قبول می شوند.


» نظر
title=