اکبر گنجي، صبح امروز، 23/2/78: پيامبر در بدر و حنين و ... شمشير زد ... اما آيا جنگهاي جبهه حق عليه باطل پيامدهاي ناخواسته يا آثار وضعيه به دنبال ندارد؟... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت ميوههايي جز خشونت به بار نميآورد. هيچ کس حق ندارد به صرف اينکه خود را حق و ديگران را باطل ميداند، دست به خشونت بزند و در صدد نابودي مخالفان خود از طريق حذف فيزيکي برآيد.
اکبر گنجي، روزنامه صبح امروز، 26/2/78، ص2: آدم زميني نبايد در پاي ايدئولوژيهاي ناکجا آبادي قرباني شود؛ ارزش او از ايدئولوژي بالاتر است. ما انسان کامل در بين غير معصومان نداريم و لذاست که قدرت مطلق، فساد مطلق را به بار ميآورد و جهنمي را روشن ميکند که همگي در آن خواهند سوخت. پس بهترين راه نجات توزيع قدرت است.
سعيد حجاريان، روزنامه ايران، 31/1/78،ص10: تفکر فقهي نميتواند فرهنگ عاشورا را بازسازي کند، فوقش فقه ميتواند امر به معروف و نهي از منکر را واجب کند، ولي اين مسأله گنجايش مبارزه مسلحانه را ندارد؛ عرفان است که فرهنگ عاشورايي ميسازد.
حميدرضا جلائي پور، کيهان، 26/3/79: شهادت طلبي را مرحوم شريعتي به جامعه ياد داد و اين تفکر از پاي منابر شکل نگرفته است.
سعيد حجاريان، روزنامه ايران، 31/1/78،ص10: تفکر فقهي نميتواند فرهنگ عاشورا را بازسازي کند، فوقش فقه ميتواند امر به معروف و نهي از منکر را واجب کند، ولي اين مسأله گنجايش مبارزه مسلحانه را ندارد؛ عرفان است که فرهنگ عاشورايي ميسازد.
رامين جهانبگلو كتاب نيمه پنهان جلد30 : « دموكراسي يعني ابطال پذيري دائم هر چيز. اگر دموكراسي با حقيقت همراه شود، خود را نقض مي كند. » «مذهب و دين مي تواند مدرن شود، همچنان كه كاتوليك ها مدرن شدند.آنها، پاپ را آكواريوم از اين طرف مي برند و اين يعني مدرن شدن كاتوليك ها.»
رامين جهانبگلو ، روزنامه عصر آزادگان 3/8/78 : « روحاني هم مي تواند روشنفكر باشد، اما بايستي ديد كه بينش خداشناختي و انديشه روشنفكري او تا چه حد مانع يكديگر مي شوند و با هم اصطكاك پيدا مي كنند. مشكل اصلي آن است كه يك روشنفكر مدام در پي جستجوي حقيقت است. اين در حالي است كه روشنفكر، حقيقت مطلقي را براي هميشه نمي پذيرد. بلكه درست در مقابل آن بينش قرار مي گيرد. از اين جهت بهتر است يك روحاني روشنفكر بخشي از اعتقادهاي خود را براي برجسته كردن بخش ها ديگر كنا ربگذارد.»
محمد بسته نگار، هفته نامه پيام هاجر، 23/1/79 : با اينکه پيامبر مقام عصمت دارد، مع ذلک در قرآن اطاعت از پيامبر در معروف و نيک واجب است نه اطاعت مطلق (ولايعصينک في معروف ...). مسائل اجتماعي بايد با شور و مشورت و بدون استبداد رأي انجام گيرد. از گفتار امام علي هم برميآيد که نظر مردم و قبول آنها در صحت ولايت مؤثر است.
ابراهيم يزدي، هفته نامه پيام هاجر، فروردين 77 : جامعه ولايي انحصارگر و مستبد است و ارزشي براي تودهها قائل نيست
محمد مجتهد شبستري، هفته نامه آبان، 28/1/79 : از آيه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول ...» هيچ حق حاکميتي براي پيامبر و غيره فهميده نميشود، بلکه اين آيات ميخواهد بگويد، حالا که ايمان آوردهايد و پيامبر را حاکم خود قرار دادهايد، در اين چارچوب از حاکم خود پيروي کنيد، چنانچه عقلا هر قومي بايد از حاکم خود پيروي کنند و الا امر حکومت دچار اخلال ميشود.
محمد مجتهد شبستري، هفته نامه آبان، 28/1/79 : نظريه حکومت اختصاصي تفويض شده از طرف خداوند به انبياء دليل قابل دفاع ندارد، نميشود خدا انسان را آزاد آفريده و حاکم بر سرنوشت خود کرده باشد و از سوي ديگر به عدهاي حق حاکميت بر اين انسانها را بدهد، اين دو مسأله با هم ناهماهنگاند، انسان مختار است.
روزنامه خرداد، 8/10/77 : قرآن، تعيين حاکم و تأسيس حکومت را به مردم سپرده است و هر جا سخن از قدرت سياسي به ميان آورده آن را به جمع و جامعه اسناد ميدهد و حتي اجراي قدرت و اعمال آن را نيز وظيفه مردم ميداند.
محمد کاظم محمدي اصفهاني، روزنامه ايران، 24/4/79: مردم حق دارند همه مسؤولين را به سؤال کشيده و از آنها انتقاد کنند حتي اگر آن مسؤول، پيامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم ميتوان اعتراض کرد و او را فتنه گر ناميد.
تقي رحماني، روزنامه فتح، 17/1/79 : چرا بايد جريان سقيفه را تبديل به يک کينه تاريخي کنيم؟ سؤال اينست که اگر طراحان سقيفه گناهکارند، پس تمام فرق اسلامي به جز شيعيان گناهکار و فريب خوردهاند و اگر اين طور است، چرا آيهالله بروجردي پذيرفتند که شيعه نيز در کنار چهار مذهب ديگر اهل تسنن قرار گيرد. اين تعصب غير معقول است که طراحان سقيفه را الي الابد گناهکار بدانيم.
دو هفته نامه ايران فردا، 8/10/78 : علي(ع) حکومت و ولايت را يک امر مردمي و امانتي از سوي مردم حکومت شونده تلقي ميکند، نه از طرف خدا؛ در ختم جنگ صفين و آتش بس هم، تسليم رأي عمومي شد.
روزنامه خرداد، 8/10/77 : قرآن، تعيين حاکم و تأسيس حکومت را به مردم سپرده است و هر جا سخن از قدرت سياسي به ميان آورده آن را به جمع و جامعه اسناد ميدهد و حتي اجراي قدرت و اعمال آن را نيز وظيفه مردم ميداند.
هفته نامه آبان، 19/10/77 : حضرت علي(ع) مشروعيت خود را به رأي و انتخاب مردم ميداند و در قبال معاويه به مشروعيت مدني خود استناد و مباهات مينمود.